افراط‌ و تفریط در روضه‌ها

نوشته‌شده توسط

گروه اول مداحان و روضه‌خوانانی هستند که فکر می‌کنند هرسال باید روضه جدید بخوانند لذا مانند تهیه‌کنندگان فیلم‌ها، هرسال سناریوهایی جدیدی می‌سازند؛ مثلاً چندی پیش مداحی می‌گفت منظور از اربا اربای حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام این است که ابن زیاد زنانی را با سپاه فرستاده بود که مقراض (قیچی) در دست داشتند و آنان بعد از به شهادت رسیدن حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام، ایشان را قطعه‌قطعه کردند!

این داستان و داستان‌های مشابه که حتی در مقتل‌ها و کتاب‌های 50 سال پیش که چه عرض کنیم، در کتاب‌های سال گذشته بیان‌نشده و تنها سندش، ذهن دروغ‌پرداز مداح مذکور است، باعث شده گروهی که تاریخی صرف فکر می‌کنند به مجالس امام حسین علیه‌السلام تاخته و بسیاری از گزارش‌ها را دروغ پندارند.

برای اطلاع دقیق از اتفاقات هر حادثه که حادثه کربلای سال 61 نیز از آن مستثنا نیست، حضور خود شخص در متن واقعه یا گزارش معصوم از واقعه است می‌تواند انسان را به‌یقین برساند؛ حال که این دو امر در زمان ما مقدور نیست به سراغ راه‌های دیگر که به نظر از دیگر راه‌ها دقیق‌تر است می‌رویم یعنی همان طریقی که محدثان برای شناسایی حدیث صحیح از دیگر انواع حدیث طی می‌کنند.

محدثان ابتدا به سراغ تواتر در احادیث می‌روند، تواتر نیز معنای خاص خود را دارد. به حدیثی که در هر طبقه از سه راوی یا بیشتر نقل‌شده باشد حدیث متواتر گویند؛ بنابراین اگر در یک طبقه ده نفر اما در طبقه دیگر دو نفر نقل کرده باشد، خبر متواتر نیست؛ پس از بحث تواتر به سراغ خبر واحدی می‌روند که سه شاخصه داشته باشد، شاخصه اول به سند و دو شاخصه بعد به راویان برمی‌گردد؛ در شاخصه اول، سند باید متصل باشد یعنی از شخص گوینده تا امام معصوم از همه واسطه‌ها اسم برده شود؛ دو شاخصه دیگر نیز که به راویان برمی‌گردد امامی بودن و نیز ثقه بودن راوی است.

 می‌دانیم که اکثر گزارش‌های واقعه کربلا این خصوصیات را ندارد لذا چاره‌ای نیست به سراغ راه‌های دیگری که ما را از حوادث مربوط به کربلا مطلع می‌کند برویم؛ به همین دلیل گروهی که تاریخی صرف فکر می‌کنند و می‌نویسند، به سراغ منابع تاریخی اولیه ازجمله طبری، ابوالفرج رفته و آنچه در این منابع وجود داشته به خیال خود موثق می‌پندارند و آنچه در منابع بعدی آمده از تحریفات واقعه کربلا می‌ماند.

 گروهی نیز به منابعی اعتماد می‌کنند که نویسندگان آنان از علمای مشهور فریقین هستند که در این جریان داعیه‌ای بر دروغ گفتن نداشته‌اند؛ لذا از دید این گروه منابع قرون بعدی نیز قابل‌اعتماد است؛ به نظر می‌رسد این روش از روش پیشین بهتر است زیرا چگونه می‌توان به گزارش‌های امثال طبری از مثلاً ابی مخنف اعتماد کرد؛ جناب آقای یوسفی غروی گزارش‌های ابی مخنف را از طبری استخراج کرده و آن را واقعه الطف نامیده است؛ پرسش اول از ایشان این است که به خود طبری چگونه اعتماد کنیم تا گزارش‌های وی از دیگران را حجت بدانیم؟ آیا صرف اینکه متقدم بوده کافی است؟

به نظر این حقیر به طبری می‌توان اعتماد کرد چون داعیه‌ای بر دروغ گفتن در این قضیه نداشته همچنان که به لهوف می‌توان اعتماد کرد زیرا عالمی وارسته آن را نگاشته که از دروغ مبری است؛ اما به نظر کسانی که تاریخی صرف فکر می‌کنند و می‌نویسند به نظر طبری می‌توان اعتماد کرد اما به نظر سید بن طاووس نه! چراکه وی متأخر است!

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی نیز روش ما را در پی گرفته است؛ زیرا درعین‌حال که گزارش‌های موجود در کتاب‌هایی امثال روضه الشهدا را غیر موثق دانسته و به آن حمله کرده است چون نویسنده آن را زیر سؤال برده، درعین‌حال خود از گزارش‌های لهوف استفاده کرده و به آن اعتماد نموده است؛ در اینجا درصدد آن نیستیم که بگوییم شهید مطهری در جزئیات رد برخی از واقعه درست گفته یا نه؛ زیرا این مطلب مجال دیگری را می‌طلبد بلکه درصدد آن هستیم بگوییم که ایشان نیز عملاً از روش دوم پیروی کرده است؛ اما جناب آقای صالحی نجف‌آبادی تصور کرده که شهید مطهری از گروه اول است، بنابراین طبق مبنای گروه اول برخی از روضه‌های ایشان را نقد کرده و به خیال خود طبق مبنای خود شهید مطهری ایشان را نقد کرده است و حال‌آنکه تصور آقای صالحی اشتباه است زیرا با خواندن حماسه حسینی به دست می‌آید که ایشان ابداً تاریخی صرف فکر نمی‌کرده بلکه به گزارش‌های علمای شیعه و سنی که داعیه‌ای بر دروغ گفتن نداشتن‌اند اعتماد کرده است و این همان روشی است که ما پیشنهاد می‌کنیم؛ البته این بدان معنا نیست که همه گزارش‌هایی که در لهوف و یا مقاتل شبیه به آن آمده صحیح است بلکه بدان معناست که صرف نبودن در منابع پیشین، نمی‌توان آنچه در لهوف و امثال آن آمده را نادیده گرفت.

به نظر می‌رسد مقام معظم رهبری نیز به این روش عنایت داشته‌اند؛ زیرا درعین‌حال که از میزان اعتبار لهوف ازنظر تأخر و تقدم و نیز گزارش، اطلاع دقیق دارند خود در نماز جمعه از روی لهوف مرثیه خوانده و نیز به دیگران این روش را پیشنهاد می‌کنند.

برمی‌گردیم به سخن اول و آن اینکه ضرر کسانی که با در دست گرفتن تیغ برش روضه‌ها، اکثر روضه‌ها را به دلیل نبود در منابع متقدم، دروغ می‌پندارند ضررشان از مداحانی که هر شب برای مجلس فردایشان سناریوی جدید می‌سازند، اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

مطالب بیشتر از این مجموعه: « افسانه ارینب انتهایی بی‌انتها »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید