امتحان سخت کربلا

نوشته‌شده توسط

unn5432amed.jpg

در کارزار کربلا، گروهی از جنیان به یاری امام حسین علیه‌السلام آمدند و می‌خواستند با قدرت‌های غیبی تمام دشمنان امام را نابود کنند؛ امام یاری آن‌ها را نپذیرفت و فرمود: «به خدا قسم قدرت ما بر دشمنان خویش بیش از شما است» و سپس آیه 42 سوره انفال را تلاوت کردند: «لِيَهْلِكَ‌ مَنْ‌ هَلَكَ‌ عَنْ‌ بَيِّنَةٍ‌ وَ يَحْيى‌ مَنْ‌ حَيَّ‌ عَنْ‌ بَيِّنَةٍ‌؛ تا هر كه هلاك مى ‏شود از روى دليلى روشن (بینه) هلاك شود و هر كه زندگى مى ‏یابد از روی برهانى آشكار (بینه) زندگى كند».

قدر گوهر انسان فقط در سایه اختیار شناخته می‌شود؛ اگر معلمی روز امتحان بالای سر دانش‌آموز بایستد و تا دستش به سمت جواب خطا می‌رود به روی دست او بکوبد و عملاً او را وادار کند تا تنها تست صحیح را علامت بزند، آیا اساساً امتحان گرفتن او کاری عاقلانه است؟ در چنین امتحانی تفاوت دانش‌آموز سخت‌کوشی که از آسایش و آرامش خود زده است تا درس را بیاموزد و بازیگوشی که کلمه‌ای از درس را در خاطر ندارد نمایان نمی‌شود و چنین امتحانی از پیش محکوم به شکست و بازیچه است.

اگر ولی خدا نیز در کنار هر خطایی که از ما سر می‌زند با قدرتی معجزه آمیز و ماورائی ورق را برگرداند دقیقاً همین اتفاق می‌افتد؛ عاشورا روز امتحان بود و سپاه عمر سعد و سپاه امام حسین هر دو در امتحانی سخت شرکت داشتند؛ اگر امام در قبال خطای سپاه مقابل، از قدرت‌های ماورایی استفاده می‌کرد، هیچ‌وقت تفاوت امثال عمر سعدها با حر بن یزید ریاحی‌ها نمایان نمی‌شد.

آری! امام روال طبیعی اثرگذاری اسباب را مخدوش نکرد تا در این امتحان سخت اهل هلاکت و اهل حیات هر کدام با دلیل آشکار متمایز شوند و مرزبندی بین آن‌ها نمایان گردد.

منتشر شده در محرم
مطالب بیشتر از این مجموعه: « اشک فرشتگان پیروزی خون »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید