حماسه حسینی و اعتقاد به سرنوشت

نوشته‌شده توسط

un234444444444444named.jpg

عبدالله بن مطیع در دیداری که قبل از واقعه کربلا با سیدالشهدا علیه‌السلام داشت به ایشان عرض کرد: پدر و مادرم به فدای شما! چه چیزی باعث شده از حرم جدت خارج شوی؟ امام در پاسخ به او آیه 51 سوره توبه را تلاوت کردند:  قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا: بگو هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر كرده، نخواهيد رسيد.

اعتقاد به سرنوشت به معنای باور به جبر و اختیار نداشتن نیست؛ بلکه به معنای باور به مسبب‌الاسبابی است که همه امور ما را تدبیر می‌کند و متناسب با میزان اراده و بندگی ما، سرنوشتی حکیمانه را برای ما رقم می‌زند؛ اعتقاد به سرنوشت معین و اعتقاد به خدای سرنوشت آفرین ـ که بر پایه انتخاب‌های اختیاری انسان، اسباب را فراهم می‌آورد و تأثیرگذاری همه آن‌ها را بر عهده دارد ـ اعتقادی صحیح است؛ اما اعتقاد به جبر و اعتقاد به انسانی نظیر عروسک خیمه‌شب‌بازی ـ که هیچ اراده و اختیاری از خود ندارد و مانند سنگی است که بی‌اختیار از بلندی در حال سقوط است ـ اعتقادی غلط است. با اعتقاد صحیح اول است که انسان در مسیر بندگی خدا، به وظیفه خود عمل می‌کند و تا جایی که قدرت و اختیار دارد به‌گزینش اسباب تأثیرگذار در عالم می‌پردازد؛ اما درعین‌حال خود و دستگاه تأثیرگذاری که با او همراهی می‌کند را مستقل از خدا نمی‌بیند و نظارت اصلی و نهایی او بر همه این اسباب را از اعماق جان باور دارد. با چنین باوری اقدام به تکالیف سخت، آسان می‌شود و پا گذاشتن به دریای خونین کربلا میسر می‌گردد.

اگر امام علیه‌السلام نظارت بالاسری خدا را باور نداشت، هرگز به این معرکه نابرابر اقدام نمی‌کرد؛ اما او باور داشت که سرنوشتی که خدا مقدر کرده است برای او رقم خواهد خورد و او صرفاً مأمور به انجام‌ وظیفه است و باید نتیجه را به خدای قادر متعال واگذار کند.

منتشر شده در محرم
مطالب بیشتر از این مجموعه: « اشک فرشتگان پیروزی خون »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید