مرسلون

امام حسین علیه‌السلام و امداد غیبی در کربلاء

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
امام حسین علیه السلام و نپذیرفتن امداد غیبی در کربلاء امام حسین علیه السلام و نپذیرفتن امداد غیبی در کربلاء

پرسش:
1. از عالمی شنیدم که فرمود: تعدادی از جنیان و فرشتگان در کربلا به کمک امام حسین علیه‌السلام آمدند، ولی امام حسین علیه‌السلام کمک آن‌ها را قبول نکردند. آیا این مطلب صحت دارد که (قبل از آن که امام حسین علیه‌السلام به میدان جنگ بروند)، آن‌ها جهت کمک به وی آمده بودند؟ چه دلیل و مدرکی صحت آن را تأیید می‌کند؟

2. اگر چنین مطلبی صحت داشته باشد لطفاً بفرمایید: چرا امام حسین علیه‌السلام کمک آن‌ها را قبول نکردند؟

پاسخ اجمالی:
در برخی از منابع روایی، دربارۀ کمک و نصرت الهی به وسیله‌ی جنیان و فرشتگان به امام حسین علیه‌السلام احادیثی از ائمه معصومین علیه‌السلام بیان شده است که به این امر تصریح می کنند. البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیاء هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏ کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏ آیند یارى مى ‏کنم‏.
برخی از دلایل مهمی که امام حسین علیه‌السلام این یاری و کمک را نپذیرفت، عبارت‌اند از: منحصر بودن اصلاح امت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم در آن شرایط بحرانی به شهادت، اشتیاق لقای الهی، مقدر بودن شهادت برای آن حضرت، بودن شهادت نزد آن حضرت به عنوان گرامی‌ترین و زیباترین مرگ و انجام این مأموریت الهی به صورت طبیعی.

پاسخ تفصیلی:
نزول نصرت الهی برای کمک به امام حسین علیه‌السلام:
در برخی از منابع روایی، درباره کمک و نصرت الهی به وسیله‌ی جنیان و فرشتگان به امام حسین علیه‌السلام احادیثی از ائمه معصومین علیه‌السلام بیان شده است که به این امر تصریح می کنند؛ مثلاً: شیخ مفید (رحمه الله) به سند خود از امام صادق علیه‌السلام این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین علیه‌السلام از مدینه حرکت کردند، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت، آمدند و گروه‌هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می‌کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی‌کنیم تا آن‌ها که گمراه می‌شوند با اتمام حجت باشد و آن‌ها که راه حق را می‌پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد.[1] همچنین امام صادق علیه‌السلام فرمودند: از پدرم شنیدم که مى‏ فرمود: چون امام حسین علیه‌السلام با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آنجا که بر سر حسین سایه گسترد و آنگاه امام مخیر شد بین پیروزى بر دشمنانش و بین ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزید.«[2]نیز در برخی از روایات هم بیان شده است که فرشتگانی برای کمک به امام حسین علیه‌السلام آمدند، در مرتبۀ اول اجازه جنگیدن به آن‌ها داده نشد، ولی در مرتبه دوم وقتی آمدند که امام حسین علیه‌السلام شهید شده بود؛ مانند این روایت از امام صادق علیه‌السلام: چهار هزار فرشته نازل شدند تا همراه امام حسین علیه‌السلام بجنگند، ولی به آنان اجازه جنگیدن داده نشد. دوباره اذن گرفتند و فرود آمدند و این وقتی بود که حسین علیه‌السلام کشته شده بود...[3]خلاصه این‌که، چنین چیزی در روایات وجود دارد و درست است و هیچ دانشمند و کارشناس دینی آن را رد نکرده است؛ زیرا منافاتی با اعتقادات و معارف اسلامی ندارد. البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏‌آیند یارى مى‏‌کنم‏.[4] و مثل یاری رساندن به مسلمانان در جنگ احزاب و در برخی موارد، این کمک‌ها از طرف فرشتگان و جنیان بود که به جهت مصالحی که ذکر می‌شود، تحقق پیدا نمی‌کرد.

چرا امام حسین علیه‌السلام کمک جنیان و فرشتگان را نپذیرفت؟
در پاسخ می‌توان گفت: شاید به دلایل زیر امام حسین علیه‌السلام این یاری و کمک را نپذیرفت:

1. با توجه به موقعیت سیاسی که در آن زمان از طرف معاویه و یزید پیش آمده بود و به نام دین، کارهایی را انجام دادند که در واقع مخالف دین بود و همچنین تشخیص حق از باطل سخت شده بود، تنها راهی که می‌توانست یک‌بار دیگر دین خدا را ترویج و زنده نماید، شهادت حضرت امام حسین علیه‌السلام و فرزندان و اصحاب آن حضرت، بود.[5]

2. آنچه از روایات وارد شده در این مورد به دست می‌آید و به آن اشاره شده است، مقدر شدن شهادت برای آن حضرت بود تا بدین وسیله آن هدف اصلی امام حسین علیه‌السلام که همان اصلاح امت پیامبر بود، [6] تحقق پیدا کند.

3. امام حسین علیه‌السلام، شهادت را زیباترین و گرامی‌ترین مرگ می‌دانست؛ این امر، در خطبه‌ای که در مکه به هنگام عزم حرکت به سمت عراق ایراد کردند، بیان شده است»: آرایش مرگ بر فرزند آدم چون آرایش گردنبند بر گردن دوشیزگان است؛ «[7] یعنی مرگ، گردن گیر و تحمیلی نیست، بلکه گردن بند و تجمّلی است؛ چرا انسان این گردن بند و زیور را در راه خدا به گردن نیاویزد؟! و مرگ در راه دین برای امام حسین علیه‌السلام لذیذ و در کام او شهد بود.[8] و شهادت نقص نیست تا از فرشتگان کمک بخواهد، بلکه کمال است همان طور که حضرت ابراهیم علیه‌السلام چون شهادت را کمال می‌دانسته، از سوزاندن در آتش نترسیده و از جبرئیل نیز چیزی نطلبید، هر چند دائماً به یاد خدا بود و وی را می‌خواند.[9]

4. لقای الهی و دیدار انبیا برای امام حسین علیه‌السلام، آن هم در آن شرایط از ماندن در این دنیا مهم‌تر بود و خود را مشتاق نیاکان خود می‌دانست؛ چنان که در ادامه آن خطبه در مکه می‌فرمایند»: گرایش و اشتیاقم به زیارت نیاکانم چون اشتیاق یعقوب به یوسف است.[10]

5. حضرت امام حسین علیه‌السلام می‌خواستند که از معجزه و کرامت استفاده نکنند، در حالی که بدون شک امام توان و قدرت داشت که با معجزه و قدرت ولایی که از طرف خداوند داشت، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان نداشت، ولی استفاده از معجزه و کرامت با آنان که مأمور بودند به ظاهر عمل کنند،‌ منافات داشت. ارزش و جایگاه امام حسین علیه‌السلام که هم میان مسلمان آن جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل‌بیت علیه‌السلام توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدسشان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. آیا امام حسین علیه‌السلام نمی‌توانست بدون قیام و با استفاده از کرامت یزید را سرنگون کند؟


پی نوشت:

[1] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 330، مؤسسه الوفاء، بیروت لبنان.
[2] سید بن طاووس، لهوف، ص 141، ترجمه میر ابوطالبی، سید ابوالحسن، ناشر: دلیل ما، قم، چاپ اول، 1380 ش.
[3] شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره ای، محمد باقر، ص 638، اسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1376؛ البته شبیه این روایت در «کافی» مرحوم کلینی هم آمده است، الکافی، ج 1، ص 283 و 284.
[4] انفال، 9.
[5] ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، از ص 44-66، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، 1380.
[6] بحارالانوار، ج 44، ص 329.
[7] بحارالانوار، ج 44، ص 366؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 29، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381؛ لهوف، ص 110 و 111.
[8] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 28 تا 30، مرکز چاپ و انتشارات اسراء، چاپ پنجم، 1387.
[9] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 27.
[10] بحارالانوار، ج 44، ص 366؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 29؛ لهوف، ص 110 و 111.

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: پرسش و پاسخ
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: بازنشر
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب برای درج در «سایتهای رسمی و معتبر» مثل ایکنا، ایسنا، حوزه، بلاغ, مناسب جهت درج در «کتب پژوهشی،آموزشی یا تبلیغی »مانند ره توشه تبلیغی دفتر تبلیغات, مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 554 دفعه

آخرین‌ها از سید علیرضا هاشمی

محتوای بیشتر در این بخش: « امام خمینی(ره) و امداد الهی
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.