مرسلون

بیان روایتی در باب «جبر»

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
بیان روایتی در باب «جبر» بیان روایتی در باب «جبر»

بیان روایتی در باب «جبر»
در این رابطه، روایتی است که حضرت امام رضا علیه‌السلام آن را از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل می کند، فرمود:
«لَمَّا انْصَرَفَ أمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أبِي طَالِبٍ علیه‌السلام مِنَ الصِّفِّينِ قَامَ إِلَيْهِ شَيْخٌ من [مِمَّنْ‏] شَهِدَ مَعَهُ الْوَاقِعَة فَقَالَ يَا أمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أخْبِرْنَا عَنْ مَسِيرِنَا هَذَا بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى وَ قَدَرِهِ... فَقَالَ لَهُ أمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام أجَلْ يَا شَيْخُ فَوَ اللَّهِ مَا عَلَوْتُمْ تَلْعَةً وَ لا هَبَطْتُمْ بَطْنَ وَادٍ إلا بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَدَرِهِ ِ فَقَالَ الشَّيْخُ عِنْدَ اللَّهِ أَحْتَسِبُ عَنَائِي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ...الخ».[1]در ذهن روای دو اشكالِ مهم بوده است- از این دو اشکال چنین به نظر میرسد که مشکل قضا و قدر در آن عصر هم رواج داشته است آن دو اشکال بدین قرار است:

الف) وقتی اراده ی الهی به موجودی تعلق گرفت، وجودِ آن موجود ضروری و واجب می شود، چون اگر وجودِ آن شیء ضروری نشود مسئله‌ی «تخلّف اراده از مراد» لازم می آید در حالی که اراده‌ی خدا تخلف ناپذیر است؛ بنابراین اگر معدومی در عالم نیست به جهت عدم تعلق اراده‌ی خداوند به آن است و اگر موجوداتی نیز وجود دارند جهتش تعلق اراده‌ی خداوند به آن‌هاست.
اگر کلیت این قاعده را بپذیریم لازمه اش این است که بگوییم: اراده ی خداوند به افعال ما تعلق گرفته و اراده ی او هم که تخلف ناپذیر است؛ و لهذا اراده ی انسان هیچ تأثیری در اعمالش نخواهد داشت! همچنین در روايت آمده است: «عِنْدَ اللَّهِ أحْتَسِبُ عَنَائِي»! یعنی؛ تمام زحماتی را که کشیدم به‌حساب خدا می‌گذارم؟!
امام؟ ع؟ فرمود: اگر انسان نسبت به افعالش مسلوب الاختیار باشد كه ديگر ثواب و عقاب امر و نهی و همچنين وعده و وعید باطل می شود، آنگاه نه مي توان گناهكار مذمت نمود و نه نیکوکار، مستحق مدح و ستایش است.
اين جواب امام علیه‌السلام به دو نكته اشاره مي كند:
اول آنکه: اگر اختیار بشر به چیزی تعلق بگیرد كه شرایط آن آماده باشد، آن چیز حتمی می شود. پس حتمی شدن یک‌چیز مربوط به اختیار بشر است آن هم درصورتی‌که شرایطش آماده باشد.
دوم آنکه: به حكم وجدان و شهادت عرف، انسان- به حكم ذي شعور بودنش در مقابل فعل و ترک اعمال خویش موجودي مختار است. چرا كه هر صاحب عقلي، امر و نهی و ثواب و عقاب خواهد داشت؛ و این سخن شما برخلاف وجدان است، چرا که اختیار انسان را اصلاً به‌حساب نمی آورید!

ب) چگونه مي توان پذيرفت شخصي كه به اطاعت مجبور شده و اطاعتش از سر اختيار نيست، به سبب آنچه انجام مي¬دهد مستحق پاداش است؟! مثل اینکه دست کسی را ببندیم و او را تسلیم خود کنیم آنگاه بخواهیم او را تشویق نمائیم، یا شخصی را بر عصیان مجبور کنیم آنگاه بخواهیم او را کیفر نمائیم!
امام علیه‌السلام فرمود: تكليف خدا بر اساس اصل اختيار انسان است؛ يعني به او گفت: تنها در صورتي كه راه اطاعت را اختیار کنی از هلاکت دور خواهي شد، آنگاه این اختیار را بر پایه ي غرض و هدف از خلقت قرارداد؛ یعنی خلقت آسمان و زمین غایت داشته و هدفمند است. بنابراين میان خلقت و غایت، يك رابطه‌ی ضروری برقرار است كه اختیار، این رابطه را زنده می کند. بر اين اساس، کسی که به ورطه‌ی گناه بيفتد خود را از غایت خلقت دور نموده و در جانب ديگر، آن كس که خود را به اطاعت الهی مشغول سازد خود را به غایت خلقت نزديك كرده است.[2]-[3]


پی نوشت:
[1]. ابن بابويه (صدوق)، محمد بن على‏(1378 هـ ق) ج‏1، ص 139.
[2]. همان، ص 114.
[3]. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: طباطبايى، سيد محمدحسین (1417 هـ ق) ج‏1، ص 97.

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: پاسخ به شبهه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی», مناسب جهت«پاسخ به شبهات»
خواندن 377 دفعه
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.