مرسلون

نشست ترامپ با اپوزیسیون ایران

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نشست ترامپ با اپوزیسیون ایران نشست ترامپ با اپوزیسیون ایران

n83212411-72850506_Copy نشست ترامپ با اپوزیسیون ایران

قبل از شروع رسمی جلسه و در شرایطی که همه پشت میز نشسته اند، گوشی ترامپ زنگ می خورد.

ترامپ: سلام دخترم. خوبی؟

ایوانکا: سلام بابایی مرسی. بابا کجایی؟

ترامپ: جلسه ام دخترم. نشست سیاسی با اپوزیسیون ایران

ایوانکا: یعنی الان دارید درباره ی ایران حرف می زنید؟

ترامپ: نه. داریم درباره ی ختنه سرور بچه ات صحبت می کنیم! شوهرت کجاست؟ پسره ی مفنگی ِ علافِ ... لا اله الا روح القدس.

ایوانکا: آقاجون! تو رو خدا نگین اینطوری! حالا بگذریم ... میشه منم بیام؟

ترامپ: آره بیا. اتاق بغلی صحن سازمان ملل. اگه می خوای بیایی عجله کن.

ایوانکا: فقط بابا یه مشکلی هست!

ترامپ: چیه دوباره؟

ایوانکا: چی بپوشم؟

(ترامپ عصبانی می شود و گوشی را قطع می کند.) رو به جان بولتون می گوید: دختره ی کم عقل! اندازه گاوهای کالیفرنیا هیکل داره قد خرهای ماساچوست نمی فهمه. صد دفعه به ملانیا گفتم به جای این قرتی بازی ها، یه ذره وقت برا تربیت این توله ها بذار. دختره پاک قاط زده بعد ازدواج با اون پسره جِلف!

بولتون: آقا من قصد دخالت ندارم ولی این دومادت رو دیدم گاهی مواد می زنه ها. حواست بهش باشه. وزیر دفاع هم اخیرا می گفت پنتاگون رو کرده شیره کش خونه.

ترامپ: آره خودم هم خبر دارم. قرار بود بیاد تو دولت سرش گرم بشه بلکه این کوفتی رو بذاره کنار. ولی نشد.

بولتون: آقا مگه کاخ سفید، کمپ ترک اعتیاده؟ این کارها چیه می کنی دونالد؟

ترامپ: اعتراض داری؟ می خوای بفرستمت ور دست تیلرسون زمین تی بکشی؟

(بولتون سرش را پایین می اندازد)

ترامپ: خب دوستان! من آماده ام طرح و برنامه تون رو بشنوم.

رضا پهلوی: پس بنده شروع می کنم.

مریم رجوی: ببخشید کی به شما اجازه صحبت داده؟ اول باید پاک دست ها حرف بزنند. نه تویی که عمه ات اشرف ثروت مملکت رو غارت کرد.

ملک سلمان: شمس شون هم نصف دیگه ی ایران رو درو کرد. کلا خانوادگی دزدند.

بن سلمان: راست میگه! ننش هم کلی جواهرات بار کرد برد. خواهراش هم میلیاردی به جیب زدند.

پهلوی: آقا میشه بی خیال خار و مادر ما بشید؟

رجوی: درست صحبت کن بچه دزد!

پهلوی: اولا که ما دزدی نکردیم ما فقط سهم مون رو از سفره شاهنشاهی برداشتیم. ثانیا یه بار دیگه اسم پدر مرحومم رو بیاری اسم شوهر ملعونت رو میارم ها!

رجوی: هر چی می دونی بگو. شوهر من پاک پاک بود مثل گل.

بن سلمان: راست میگه بنده خدا! این اواخر گل مصرف می کرد.

 (رجوی اخم می کند)

ترامپ: این خاله بازی هاتون رو ببرید جای دیگه. حرف جدی بزنید.

مریم رجوی: با اجازه من شروع می کنم.

«به نام خداوند، نیرو بخش مجاهدان و با اهدای درود به همه ی کشتگان سازمان از بدو تاسیس تاکنون به ویژه رزم آوران همیشه جاوید فروغ جاویدان. با یاد آنها و برای تاسیس جامعه ی بی طبقه توحیدی و با هدف نفی رژیم، سخنانم را آغاز می کنم. منتهی پیش از آن از همه عزیزان می خواهم به احترام کشتگان سازمان، یک دقیقه سکوت کنند.»

(سکوت، جلسه را فرا می گیرد تا این که بن سلمان، آروغ می زند)

رجوی: این پسره ی بی تربیت رو کی اینجا راه داده؟

بن سلمان: برو بابا من برای عموم عبدالله هم سکوت نکردم چه برسه به نفله های سازمان خراب شده شما.

ترامپ: خواهش می کنم بذار ادامه بده. بفرمایید

رجوی: بله عرض می کردم. سازمان برای اسقاط رژیم یک طرح مشخص و مدون داره. فقط کافیه که از ما حمایت تسلیحاتی و مالی باشه. من قول میدم ظرف یک هفته رژیم رو ساقط کنیم. هر کس حاضره از سازمان حمایت کنه لطفا بایسته.

(فقط ملک سلمان می ایستد)

رجوی: متشکرم جناب پادشاه! ما همیشه روی کمک شما حساب بازکردیم.

ملک: کمک چیه بابا؟ می خوام برم دستشویی. توالت این خراب شده کجاست؟

ترامپ: آخر سالن سمت راست. خراب شده هم خونه عمته!

ملک: دونالد گفتی آفتابه بذارن؟ ببین اگه آفتابه نباشه رسوایی به بار میارم ها!

ترامپ: گفتم بابا گفتم. سریع تر برو و بیا. دوستان لطفا بحث رو متوقف کنید تا برگرده.

(توالت ملک، جلسه را 20 دقیقه معطل می کند) وقتی برمی گردد پهلوی به کنایه می گوید: خسته نباشی!

ملک با خنده: شیرین کام باشی عزیزم!

پهلوی رو به ملک: آقا دست هاتو شستی؟

ملک سلمان: نه آب نبود. با دشداشه ام پاک کردم.

ترامپ با تعجب: مگه کجا رفتی؟

ملک: هیچی بابا. آفتابه اش سوراخ بود رفتم توی باغچه.

ترامپ: یعنی شامپانزه از تو تمیزتره!

سلمان: مگه چیه بابا؟ چقدر شما تیتیش مامانی هستید!

رجوی: ولش کن آقای ترامپ. بحث با این ابو شپش بی فایده است.

بن سلمان: هُی با پدرم درست صحبت کُنا. خوبه منم بهت بگم اُمّ انگل؟

(رجوی زیر لب): ایششش!

(در همین لحظه رئیس جمهور فرانسه، ایمانوئل مکرون، وارد اتاق می شود)

ترامپ: سلام اِمی جون! کجایی پسر؟

ایمانوئل: آقا شرمنده. تظاهرات پاریس زمین گیرم کرد. تا اوضاع رو جمع و جور کنم طول کشید. در خدمتم.

ملک سلمان رو به مکرون: اَلسَّغامُ عَلیغُم

مکرون: جان؟

بن سلمان: پدر مدتیه دارند فرانسوی یاد می گیرند. می خواستند خودشون رو تست کنند.

رضا پهلوی: آقا رشد کاریکاتوری که میگن همینه ها. پدر ایشون از توالت میاد بیرون دست هاشو نمی شوره ولی داره فرانسوی یاد می گیره؛ یعنی دَک و پُز در حد استیو جابز، نظافت در حد میمون های اوگاندا. البته میمون های اونجا پیش ملک سلمان، نماینده وزارت بهداشت اند.

بن سلمان: اتفاقا تا چشم تو و جد و آبائت کور بشه پدر من تازگی ها خیلی بافرهنگ شده. هم مسواک می زنه، هم غذای سالم و حاضری می خوره، هم ورزش می کنه.

پهلوی: آقا ما که بخیل نیستیم! ایشالا یه روزی بیاد دست هاشم بشوره!

ترامپ: خب این مسخره بازی ها رو تموم کنید. بن سلمان! شما بفرما.

محمد بن سلمان: بسم الله الذی جعل الابل طعاما لنا.

رجوی: ترجمه لطفا

پهلوی: فکر کنم داره باباشو معرفی می کنه.

بن سلمان: خجالت بکش! دارم می گم به نام خدایی که شتر را غذای ما قرار داد.

پهلوی زیر لب: مگه نگفت ما حاضری می خوریم؟ حاضری شون شتره برا کبابی فکر کنم دایناسور به سیخ می کشن!

بن سلمان ادامه می دهد: طرح بنده بسیار کاربردیه که تقدیم می کنم. فقط قبلش می خوام از جناب ترامپ بابت برگزاری این نشست تشکر کنم. انصافا لطف شما به دولت سعودی بی نظیر بوده. باور کنید من هر شب برای شما و همه رئیس جمهورهای امریکا دعا می کنم؛ مثلا همین پریشب تا دیر وقت برای شادی روح مرحوم جرج واشنگتن فاتحه می خوندم.

ملک سلمان: دروغ میگه جناب ترامپ! من خودم پریشب به خاطر یکسری کارهای ضروری بیدار مونده بودم. اصلا از این خبرها نبود. نوار نانسی عجرم گذاشته بودند با بقیه شاهزاده ها هر چی قر تو کمرشون از دوران ملک فهد خشک شده بود همه رو پاشیدند وسط.

بن سلمان: ولی پدر باور کنید من مشغول عبادت و تلاوت بودم.

ملک: دروغ نگو پسره ی کذاب. می خوای بگم اُمّ عامر وسط محفل چیکار می کرد؟

بن سلمان: ام عامر کنیزمونه. آشپزی می کنه برامون.

ترامپ: بسیار خوب. بعدا هماهنگ کنید دست پختش رو بچشیم. حالا ادامه بدید

بن سلمان: بله عرض می کردم. من فکر می کنم سلطنت طلبان و مجاهدین حقیر تر از اونی اند که بتونن کاری کنند. پهلوی که همه آرمانش پادشاهی و بخور بخوره. مریم هم می خواد روی سیبیل شوهرش تمدن بسازه؛ بنابراین بهترین گروه، عربستان سعودیه.

ترامپ: من صادقانه بگم: از هر گونه حمله به ایران استقبال می کنم فقط هزینه اش رو باید پیش پیش بدید. چقدر میدید؟

پهلوی: من 10 میلیون دلار نقد دارم. طلاهای عمه اشرف و گردنبند ننه فرح هم بذارم روش فکر کنم بشه 25 میلیون.

رجوی: من بیش تر از 20 تا واقعا نمی تونم بدم. هزینه های عقب مونده اشرف هم هست.

پهلوی: عقب مونده اون شوهرته! تو کی هزینه عمه منو می دادی؟

رجوی: کی با اون عمه دزد تو بود! «پادگان» اشرف رو میگم آی کیو!

بن سلمان: ولی ما می تونیم همین الان 5 میلیارد دلار بدیم. بقیه اش هم قسطی.

ترامپ: بسیار خوب! علی الحساب شما برنده مزایده اید. رژیم که ساقط شد ایران به دست خاندان سعودی اداره خواهد شد.

پهلوی به رجوی: اوه اوه اوه این نکبت میخواد بشه پادشاه ایران! شنبه تاج گذاری کنه، یکشنبه مردم از بوی گندش ابولا می گیرن!

ترامپ: بسیار خوب! پایان جلسه رو اعلام می کنم. (همه اتاق را ترک می کنند.) جان بولتون که در طول جلسه ساکت بود، به ترامپ می گوید: چرا همچین قولی دادی؟ مگه جنگ با ایران الکیه؟ حمله کنیم، بدبخت میشیم.

ترامپ: غصه نخور! پول رو که گرفتیم می زنیم زیرش. می گیم شرایط منطقه ای عوض شده. به همین راحتی.

بولتون: جدی میگی؟

ترامپ: آره به جون سیبیل هات!

(در همین لحظه، ملک سلمان به اتاق برمی گردد.) رو به ترامپ می گوید: آقا میگم ما تا اینجا اومدیم یه زن امریکایی بگیریم. مورد خوب سراغ داری؟

ترامپ: آره خواهر جان بولتون هست. جان! قصد ازدواج داره آبجیت؟

بولتون: قصد داره ولی نه با این مرتیکه کروکدیل.

ملک سلمان: کروکدیل پدر مرحومته مرد حسابی! من چمه؟ این همه نقطه قوت دارم!

بولتون: سه تاشو بگو!

سلمان: هم پول دارم، هم ثروتمندم هم وضع مالیم خوبه.

(در همین لحظه محمد بن سلمان سر می رسد) رو به ترامپ می گوید: آقا شرمنده! قرص هاش رو نخورده. اگه جسارتی کرد عذر می خوام. (و پدرش را از اتاق بیرون می برد.) چند ثانیه بعد خودش تنها بر می گردد: آقای بولتون! میگم اینجا ...  فرصت ازدواج مهیا هست؟

جان بولتون: آره بیا ننه من رو بگیر. برو بیرون مرتیکه لش!

بن سلمان را با لگد از اتاق بیرون می کنند و از کسب چند میلیارد دلار پول مفت نفت، دو تایی غش غش می خندند و قرار جلسه ی بعدی را تنظیم می کنند.

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: داستان
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: سایت
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 19 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « ذبح شرعی وهابیت و اندیشه خلافت »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.