مرسلون

وهابیت و نذر

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

161378_759_Copy وهابیت و نذر

چند قدم مانده به درب منزل، دوان‌دوان از دور خودش را رساند و مثل ماشین پلیس جلوی راهم ترمز زد؛ نفس‌نفس‌زنان گفت، راهی کربلاست و برای خداحافظی و حلالیت گرفتن آمده است؛ از اینکه در عرض چند ماه برای بار دوم راهی کربلا بود به سعادت و توفیقش مرحبایی گفتم و برایش آرزوی خیر و سلامتی کردم؛ التماس دعا گفتم از اینکه هنوز چشمم کربلا را ندیده است؛ ناگهان اشکش جاری شد؛ خیلی خجالت کشیدم طاهره خانم هم سن و سال مادرم است؛ عذرخواهی کردم.

گفت: نه دخترم؛ عذرخواهی چرا! حتماً چیزی نذر آقا ابوالفضل العباس علیه‌السلام کن، قسم می‌خورم زودتر ازآنچه فکرش را کنی، کربلایی می‌شوی؛ این را گفت و با نگاهی به تردید چشمانم، ناخواسته سفره دلش را برای اطمینانم باز کرد و گفت: جانم برایت بگوید دخترم را که می‌شناسی؛ همان‌که چند ماه قبل باهم رفته بودیم کربلا؛ هنوز سی سال ندارد؛ چند ماه بود یک بیماری نادر دستگاه گوارش گرفته بود؛ هرکجا توانستیم بردیمش؛ دوا و دکتر فایده نداشت. گفتند ارثی است و درمان ندارد؛ دختر دسته‌گلم را یکی‌دوماهه جوابش کردند؛ آن‌قدر زجر می‌کشید و درد داشت که من و پدرش به مرگش و یتیم شدن بچه دوساله‌اش راضی شدیم. 

پدرش پیشنهاد داد یک سفر ببریمش کربلا، آرزوبه‌دل از دنیا نرود؛ مردم آنجا را که دیدم ناخودآگاه نذر کردم دخترم بهتر شود می‌روم کربلا چند تا گوسفند نذر آقا ابوالفضل العباس علیه‌السلام می‌کنم و مردم آنجا را اطعام می‌دهم. ناامید بودیم و برگشتیم و نشستیم جلوی تخت و چشم دوختیم به سِرُم دخترم که کی می‌رسد زمان راحت شدنش. یک‌شب حالش منقلب شد. پزشک نبود شهر خودمان، اعزامش کردند مرکز استان؛ آنجا آزمایش‌ها را تکرار کردند گفتند اثری از بیماری نیست؛ اعزامش کردند تهران اثری نبود که نبود؛ گفتند فقط شفا و معجزه بوده است؛ پرونده‌اش هست؛ بخواهی می‌آورم ببین؛ حالا هم داریم می‌رویم نذرمان را ادا کنیم.

مات و مبهوت بدون هیچ حرفی خداحافظی کردم؛ فقط از گدای کاهل بودن خودم  مات نبودم؛ از کلاس رفتنم و عقاید وهابیت خواندنم مبهوت بودم؛ چقدر تاریخ این کرامت‌ها را ثبت کرد و به چشمان خود دیدیم و بازهم وهابیت وداعشی وهابی چند قدمی این حقیقت‌ها، نذر برای اولیا را حرام و شرک می‌داند؛ گمراه جاهل کسی است که این اثرات را منکر می‌شود یا کسی است که می‌بیند و معتقد نیست؟ حالا این کرامت‌ها را باور ندارند قرآن نمی‌خوانند؟

سوره انسان و آیات 5 تا 11 را چطور انکار کنیم وقتی تفاسیر سنی هم نوشته‌اند شان نزولش پیشنهاد رسول خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم در نذر کردن برای شفای حسنین علیهماالسلام و نذر و وفای عهد علی بن ابیطالب علیه‌السلام بود؛ اصلاً این را هم منکر باشند؛ با واژه «نذر» در آیه 7 همین سوره چه می‌کنند؛ ازنظر وهابی نذر چه معنایی دارد؟ آنچه انکار می‌کنند توضیحش که نذر است. در این آیه چه معنایی برایش ساخته‌اند وقتی همه روایات و منابع و این مفهوم را منکرند؟! آخر مفهوم نذر را قبول دارند یا ندارند؟ به جان خودم قسم وهابی مسلمان نیست. یکی یک‌دانه‌ای است برای خودش!

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: داستان
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح الف
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 33 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « وهابیت و قَسم تسبیح کارساز »

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.