مرسلون

فطرت، میزان ومحور است

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
فطرت، میزان ومحور است فطرت، میزان ومحور است

«البِرُّ ما سَکَنَت إلَیهِ النَّفسُ، وَ اطمَأَنَّ إلَیهِ القَلبُ، وَ الإِثمُ ما لَم تَسکُن إلَیهِ النَّفسُ، وَ لَم یَطمَئِنَّ إلَیهِ القَلبُ، وَ إن أفتاکَ المُفتونَ»
«نیکی، آن است که سینه‌ات، بدان آرامش یابد؛ و گناه، آن است که در سینه‌ات خَلَجان کند، هر چند مردم در باره [درست بودن] آن، به شما فتوا دهند»

توضیح:
همان‌طور که در حدیث شریف مشاهده می‌کنیم ملاکی که رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله) برای تعریف و تشخیص «برّ و نیکی» ذکر فرموده‌اند، مطابق بودن آن با فطرت و وجدان انسانی است که شخص خیر و نیکوکار با تشخیص درست و انجام عمل درست همراه با قصد و توجه حتی به مقدار کم به آرامش و اطمینان قلبی می‌رسد هر چند که مردم برخلاف نظر او نظر بدهند و مخالف تفکر او باشند.
خصوصیت این‌چنین تصمیم و عملی که قلب را به آرامش واقعی می‌رساند و اطمینان قلبی به همراه خود دارد حتماً باید مطابق با شاکله و فطرت و هماهنگ با قلب انسان باشد، چرا که تنها سیره و عملی، به قلب انسان آرامش می‌دهد که نتیجه بخش بودن و ثمره آن برای انسان روشن باشد به تعبیری قلب انسان در تصمیم و هدف خود، به یقین رسیده باشد.
حتماً باید به این نکته توجه داشت که هیچ وقت قلب به باطل، یقین پیدا نمی‌کند.
امام صادق (علیه‌السلام): «لا یستیقن‏ القلب‏ ان الحق باطل أبدا و لا یستیقن أن الباطل حقّ أبداً»: «قلب هیچ‌گاه به باطل بودن حقی یقین پیدا نمی‌کند؛ و همچنین هیچ‌گاه به حق بودن باطلی نیز یقین پیدا نمی‌کند»(2)
این فطرت انسان است که به قلب جهت می‌دهد و ملاک و میزان تشخیص قلب در حق بودن یا باطل بودن عقیده‌ای می‌شود، این فطرت انسان است که ملاک و مبنای تشخیص عمل «برّ و نیک» از «گناه و پلیدی» می‌شود.

گناه در مقابل برّ و نیکی:
این تعریف «برّ و نیکی» در مقابل گناه و ظلم قرارگرفته است که شخص گناهکار و ظالم در ظاهر به دنبال رسیدن به آرامش است و تمام آرامش خود را در رسیدن به لذت‌های زودگذر و مال و ثروت و جاه‌طلبی و یا ریاست طلبی در دنیا می‌داند، در حالی که تمام این لذت‌ها و شهوت‌های دنیا باید در مسیر بندگی و اطاعت پروردگار در انسان مدیریت شوند ولی به خاطر تشخیص اشتباه، خود را به گناه و ظلم می‌اندازد و چون فکر می‌کند تمام آرامش دررسیدن به دنیا است پس تمام سعی خود را در راه رسیدن به دنیا صرف می‌کند تا بتواند به آرامش برسد و از طرفی چون بعد از رسیدن به آنچه می‌خواست قلبش آرامش خاطر پیدا نمی‌کند هرلحظه روحیه حرص و طمع به دنیا در او بیشتر می‌شود، چون خیال می‌کند این آرامش و اطمینان قلبی در گام و هدف بعدی به دست خواهد آمد و همین‌طور برای رسیدن به آنچه به دست نیاورده تلاش خواهد کرد؛ ولی متنبه نمی‌شود و باز خیال می‌کند که باید بیشتر جلو برود.
امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام): «إِنَّ الدُّنیا مَشغَلَةٌ عَن غَیرِها و َلَم یُصِب صاحِبُها مِنها شَیئا إِلاّ فَتَحَت لَهُ حِرصا عَلَیها و َلَهَجا بِها و َلَن یَستَغنیَ صاحِبُها بِما نالَ فیها عَمّا لَم یَبلُغهُ مِنها»(3) «به‌راستی که دنیا آدمی را به کلی سرگرم خود می‌سازد و دنیاپرست به چیزی از آن نرسد، مگر آن‏که باب حرص و شیفتگی به آن بر رویش گشوده شود و به آنچه از این دنیا دست یافته اکتفا نمی‌کند تا در پی چیزی که به دست نیاورده نرود»


پی نوشت:
1-کنز العمّال: ج ۳ ص ۴۳۲ ح ۷۳۱۲
2-التوحید (للصدوق)، ص: 358
3-شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، ج‏17، ص: 14
4-مطالعه بیشتر در مورد"برّ ونیکی"

 

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: متن کوتاه
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ب
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 433 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « امور فطری فطرت خدایی »
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.