مرسلون

صفات پیامبران

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

im1212ages_Copy صفات پیامبران

عصمت

پیامبر باید معصوم باشد؛ یعنی قدرت و نیروی غیبی داشته باشد که بدان وسیله مرتکب گناه نشود و از خطا و اشتباه در امان باشد تا احکام خدایی که به‌منظور هدایت مردم فرستاده‌شده را بدون کم‌وزیاد در اختیار بشر قرار دهد.

پیامبر اگر خودش معصیت کند و برخلاف گفتارش عمل نماید، سخنانش از اعتبار و ارزش ساقط می‌شود و به‌وسیله‌ی اعمال خودش، گفتارش را نقض می‌کند و عملاً مردم را به‌سوی گناه و مخالفت قوانین الهی راهنمایی می‌کند؛ این مطلب قابل‌تردید نیست که تبلیغ عملی مؤثرتر از تبلیغ زبانی است؛ پیامبر اگر اهل خطا و اشتباه و فراموشی باشد، اعتماد از او سلب می‌شود و گفته‌هایش بی‌ارزش خواهد بود.

 

اما در بعضی از موارد نسبت به بعضی از پیامبران نسبت گناه داده‌شده است، آیا این مطلب منافاتی با عصمت آن‌ها ندارد؟

پاسخش این است که گناهان نسبت داده‌شده به پیامبران برای ترک اُولایی بوده که انجام داده‌اند و ترک اُولیٰ منافاتی با عصمت ندارد؛ چون آنچه با عصمت منافات دارد، ترک واجب یا فعل حرام است که مطلقاً از پیامبران سر نزده است؛ ولی اگر ترک اُولیٰ نسبت به آن‌ها گناه محسوب شده برای این جهت است که مقام آن‌ها بسیار بلند و عالی است که ترک اُولیٰ هم نمی‌بایست انجام دهند؛ مثلاً فرض کنید یک صفحه از نام‌های را دانش‌آموز کلاسِ اول بنویسد که فقط چند جمله از آن صحیح است و بقیه‌ی نامه غلط بوده و اشتباه زیادی دارد ولی اطرافیان و کسانی که با این نوآموز در ارتباط‌اند، او را تحسین می‌کنند و آفرین می گویند؛ اما اگر همین نامه را فردی که تحصیلات بالایی دارد بنویسد و تمام نامه را هم بسیار عالی و با انشای دقیقی تقریر کند و فقط یک غلط املایی داشته باشد، همه‌ی عقلا و افراد باسواد، او را مذمت و سرزنش می‌کنند که چرا چنین نام‌های نوشته است؟! اما چرا برای آن فرد نوآموز باآن‌همه غلط، هیچ سرزنشی نبود، بلکه تحسین و تشویق را به همراه داشت؛ ولی شخص تحصیل‌کرده را برای یک اشتباه کوچک این‌همه سرزنش و توبیخ می‌کنند؟ پاسخش این است که چون مقام علمی فردی که تحصیلات بالایی دارد با این دانش‌آموز اوّل دبستان خیلی فرق می‌کند.

همین‌طور است فرق پیامبر و افراد عادیِ جامعه؛ برای افراد عادی جامعه هزاران ترک اُولیٰ هیچ سرزنش و عقوبتی را به همراه ندارد، ولی برای یونس پیامبر علیه‌السلام یک ترک اُولیٰ باعث می‌شود که چهل روز در شکم ماهی در دل دریا، مسکن کند یا برای پیامبر عظیم‌الشأن صلی‌الله علیه وآله وسلم نگفتن یک «إن شاء الله» موجب قطع رابطه وحی از او می‌شود؛ لکن اگر افراد عادی در کارها «إن شاء الله» نگویند، موجب مذمت و سرزنش آن‌ها نمی‌شود.

 

علم

پیامبر باید تمام قوانین و احکامی را که برای سعادت دنیوی و اخروی بشر لازم است، بداند و به هیچ موضوع و مطلبی که برای راهنمایی و ارشاد ضرورت دارد، جاهل نباشد تا بتواند راه حقیقی تکامل و برنامه‌های سعادت بشر را به‌طور کامل در اختیارشان قرار دهد و صراط مستقیمِ دیانت را که یک‌راه بیش نیست و بین اجزایش ارتباط عمیقی برقرار است، معرفی کند.

 

معجزه

معجزه کار خارق‌العاده‌ای است که از مجرای اسباب و علل عادی واقع نمی‌شود و نیروی بشر از انجام مثل آن عاجز است. پیامبر چون مدعی است که برخلاف جریان عادی، می‌تواند با عوالم غیبی و پروردگار جهان ارتباط پیدا کند و علوم و معارفی را از آن طریق به دست آورد و مدعی است که از جانب خدا مأموریت یافته که به راهنمایی و هدایت مردم بپردازد و احکام و قوانینش را احکام خدایی معرفی می‌کند، باید برای اثبات مدعای خودش، کاری را انجام دهد که از کارهای عادی بشر نباشد و قدرت بشر از اتیان مثل آن عاجز باشد تا به‌وسیله‌ی آن، کار پیامبری و ارتباط باخدای جهان که خودش نیز از امور غیرعادی است، اثبات گردد، این قبیل کارها را معجزه می‌نامند.

اجمال مطلب این است که پیامبر چون مدعی ارتباط باخداست، باید سنخ کارهای خدایی را نشان دهد تا ارتباطی را که ادعا می‌کند ثابت نماید؛ ولی ناگفته نماند که برنامه‌ی پیامبران چنان نبود که از اسباب و علل طبیعی به‌طورکلی دست‌بردارند و در انجام هر کاری متوسل به معجزه شوند، بلکه در هر جا که ضرورت اقتضا می‌کرد و اثبات پیامبری آنان بر معجزه توقف داشت، اقدام به معجزه می‌کردند.

 

رهبری

پیامبری باآنکه از مسیر معنوی به‌سوی خدا و تقرب به ذات او آغاز می‌شود که مستلزم انصراف از برون و توجه به درون است؛ ولی سرانجام با بازگشت به خلق و برون، به‌منظور اصلاح و سامان بخشیدن به زندگی انسان و هدایت آن در یک مسیر صحیح (سیر به‌حق در حق) پایان می‌یابد.

پیامبران، پیام خدا را به خلق خدا ابلاغ می‌کنند و نیروی آن‌ها را بیدار کرده و سامان می‌بخشند و به‌سوی خداوند و آنچه رضای اوست؛ یعنی صلح و صفا و اصلاح‌طلبی و آزادی از غیر خدا و راستی و درستی و محبت و عدالت و سایر اخلاق حسنه دعوت می‌کنند و بشریت را از زنجیر اطاعتِ هوای نفس و اطاعت انواع بت‌ها و طاغوت‌ها رهایی می‌بخشند. (1)

بنابراین رهبری خلق و سامان بخشیدن و به حرکت آوردن نیروهای انسانی در جهت رضای خدا و اصلاح بشریت، لازم لاینفک پیامبری است.

 

خلوص نیت

پیامبران به‌حکم اینکه تکیه‌گاه خدایی دارند و هرگز از یاد نمی‌برند که رسالتی از طرف خداوند بر عهده آن‌ها گذاشته‌شده است و کار خدایی انجام می‌دهند، در کار خود نهایت خلوص رادارند؛ قرآن کریم به‌طور خلاصه گفتار بسیاری از پیامبران را در مواجهه با قوم آن‌ها نقل کرده است و البته هر پیغمبری به مناسبت مشکل و مشکلاتی که درراه خویش می‌دیده، یک نوع پیام برای قوم خود داشته است؛ ولی یکی از مطالبی که در پیام همه پیامبران تکرار شده، این است که «من اجر و مزدی از شما نمی‌خواهم» (2)؛ لذا خلوص بی‌نظیر یکی از مشخصات پیامبری است و به همین جهت پیام پیامبران همواره با قاطعیت بی‌نظیری همراه بوده است.

حضرت موسی علیه‌السلام به‌اتفاق برادرش حضرت هارون علیه‌السلام درحالی‌که جامه‌های پشمینه بر تن کرده و عصای چوبین در دست داشتند و همه تجهیزات ظاهری‌شان منحصر به این‌ها بود، در کاخ فرعون وارد شدند و او را دعوت کردند و باکمال قاطعیت ابراز داشتند که اگر دعوت ما را نپذیری، زوال حکومت تو قطعی است و اگر دعوت ما را بپذیری و به راهی که ما می‌خواهیم وارد شوی، ما عزت تو را تضمین می‌کنیم.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم در سال‌های اوّل بعثت که عده مسلمانان شاید از شمار انگشتان دودست تجاوز نمی‌کرد، در جلسه‌ای که تاریخ آن‌ها به نام جلسه‌ی «یوم الانذار» ضبط کرده است، بزرگان بنی‌هاشم را گرد هم آورد و رسالت خویش را به آنان ابلاغ فرمود و با قاطعیت اعلام کرد که دین من جهانگیر خواهد شد و سعادت شما در پیروی و قبول دعوت من است؛ این سخن آن‌چنان سنگین و باورنکردنی بود که جمعیت با تعجب به یکدیگر نگاه کردند و جوابی ندادند و متفرق شدند!

آری! همان‌طور که عصمت از گناه و عصمت از اشتباه در رهبری انسان‌ها، از لوازم مجهز بودن به نیروی وی و اتصال به خدا است، خلوص و همچنین قاطعیت نیز از لوازم پیامبری است. (3)

 

سازندگی

پیامبران که به نیروها تحرّک می‌دهند و سامان می‌بخشند، صِرفاً در جهت ساختن فرد و ساختن جامعه‌ی انسانی است؛ لذا مدعیان پیامبری که ادعای ساختن انسان‌ها را دارند ولی اثری جز از کار انداختن نیروها یا به فحشا و هرزگی افتادن انسان‌ها و یا تباهی جامعه انسانی و انحطاط مجتمع انسانی ندارد، این خود دلیل قاطعی است بر اینکه این مدعی در دعوای خود صادق نیست.

 

درگیری و مبارزه

درافتادن با شرک، خرافه، جهالت، ساخته‌های خیال، ظلم و ستم و ستمگری‌ها، یکی دیگر از علائم و نشانه‌های صداقت نبوت مدعی پیامبری است؛ یعنی محال است که یک نفر پیامبر واقعی از جانب خدا برگزیده شود و در پیامش چیزی باشد که بوی شرک بدهد و یا به کمک ظالم و ستمگر بشتابد و ظلم و بی‌عدالتی را تأیید نماید و یا در برابر شرک‌ها، جهالت‌ها، خرافات و ستمگری‌ها سکوت کند و به ستیزه و مبارزه برنخیزد.

توحید، عقل و عدل از اصول دعوت همه‌ی پیامبران است و تنها دعوت افرادی که بشر را به این مسیر راهنمایی می‌کنند قابل‌مطالعه و مطالبه‌ی دلیل و معجزه است؛ یعنی اگر شخصی در پیام خود چیزی بر ضد توحید یا بر ضد حکم قطعی و مسلم همه عقول و یا بر ضد عدل و تأیید ظلم بیاورد، پیام او ارزش مطالعه و مطالبه دلیل هم ندارد.


پی‌نوشت:

1) وحی و نبوت، استاد شهید مطهری، صفحه 18

2) سوره یونس، آیه 72؛ سوره هود، آیه 29؛ سوره شعرا، آیه 109 و 145 و 164 و 180؛ سوره سبأ، آیه 47

3) وحی و نبوت، استاد شهید مرتضی مطهری، صفحه 20

اطلاعات تکميلي

  • قالب تولید: مقاله اینترنتی
  • مخاطب: عمومی
  • قالب های محتوا: تولیدی
  • محیط انتشار: وبلاگ
  • سطح قالب: سطح ج
  • قالب انتشار: مناسب جهت انتشار در «شبکه های اجتماعی»
خواندن 38 دفعه

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.