
با سلام و احترام به تمامی نویسندگان و شاعرانی که به دنیای خردسالان، کودکان و نوجوانان عشق میورزند. مفتخریم آثاری از پویش شعر و داستان کوتاه با شعار “جهان منجی میخواهد” را به سمع و نظر شما برسانیم.توضیحات و آثار کامل این پویش را در وبگاه این پویش ملاحظه بفرمایید: https://monji.eshragh.ir
پویش “جهان منجی میخواهد”
در روایات و احادیث امامان شیعه شب نیمه شعبان از جمله پر فضیلتترین شبها برای احیا و شب زنده داری، دعا و عبادت است.[۱۹][۲۰]
در روایتی از امام اول شیعیان دربارهٔ خواندن دعای کمیل در این شب آمدهاست:
"قسم به کسی که جان علی در دست اوست همه امور نیک و بدی که بر بندگان جاری میشود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم میشود. هیچ بندهای نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعای خضر بخواند، مگر آن که دعای او اجابت شود… بنشین ای کمیل هنگامی که این دعا را حفظ کردی خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یاری و کفایت میکند و تو را روزی میدهد، و از آمرزش او برخوردار میشوی، ای کمیل به خاطر زمان طولانی که تو با ما همراه بودهای بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود…
خود را می رسانم به آینده ای نزدیک، با چشم دل همه جا را غرق نور و روشنایی می بینم. پُر از رحمت و محبت، پُر از خیر و سعادت، پُر از صفا و صمیمیت.
در گوش هایم صدای خوشی می پیچد، صدای آرامش و دلنشینی، صدای همه خوبی ها، همان صدای دل انگیزی که رستگاری و عاقبت به خیری را به دنبال دارد. صدایی که به یگانگی خدا و رسالت ختمُ المرسلین شهادت می دهد. با خود نجواگونه حدیث نفس می گویم؛ آه این صدا از کجا به گوش می رسد؟ کسی در کنار گوشم می گوید: از همه جا، از شرق و غرب از شمال و جنوب. وجودم پُر از شعف و شادمانی می شود. اشک شوق بر صورتم جاری می شود..
دوباره گوش می شوم، این بار با عمق وجودم، با تک تک سلول هایم. ندای «لا اله الاالله محمد رسول الله(صلی الله علیه و آله)» همه جا را دربرگرفته شاید با پای دل، به دورانِ ظهور مولای دو عالم، مهدی موعود(ارواحناله الفداء) قدم گذاشته ام. نه! چرا شاید؟ حتماً به آن دوران پرواز کرده ام. مهدی جان چقدر مشتاق چنین روزی هستیم و چقدر دلمان تنگ چنین روزی است.
**************************
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَا يَبْقَى أَرْضٌ إِلَّا نُودِيَ فِيهَا شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی که حضرت قیام می کند سرزمینی باقی نمی ماند مگر اینکه ندای شهادتین «لا اله الاالله محمد رسول الله(صلی الله علیه و آله)» از آن برخواهد خواست
بحار، ج ٥٢، ص ٣٤٠
یکی از ابزارهای دنیای مدرن که بر ضد مهدویت به کار گرفته شده است؛ سینمای آخر الزمان است. متاسفانه سینمای ما در این باره منفعل است.
واقعیت این است که دنیای غرب به سرکردگی آمریکا و با ماشین فیلم سازی خود (هالیوود) یک تهاجم گسترده را از سال ها قبل، علیه مهدویت شروع کرده است و هزینه های سرسام آوری را نیز صرف ساختن آن فیلم ها می کند. «الَّذِینَ کَفَرُواْ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِیَصُدُّواْ عَن سَبِیلِ اللَّهِ؛ کافران اموالشان را انفاق مى کنند براى این مقصود که راه خدا را ببندند.»[۱]
در فیلم های آخر الزمانی سینمای هالیوود، آمریکا به عنوان نجات دهنده دنیا به تصویر کشیده می شود. «مثلاً در فیلم ۲۰۱۲، نابودی زمین به تصویر کشیده شده است و پایان دنیا غیر از آنچه که در ادیان آسمانی آمده است در نظر گرفته شده است؛ در پایان فیلم، آمریکا به عنوان منجی جهان معرفی می شود. یعنی دنیا توسط کسانی نجات می یابد که در زیر لوای هیچ دینی چه اسلام، مسیحیت و حتی یهود قرار ندارند! بلکه تفکر «دالایی لاما» که هم پیمان آمریکا است عامل نجات دنیا خواهد بود.»[۲] وقتی که آمریکا، نقش خود را به عنوان منجی آخر الزمان تعریف می کند؛ آن گاه به خودش اجازه می دهد که برای تسلط بهتر بر جهان، در امور کشورها دخالت کند، کودتای نظامی داشته باشد، لشکر کشی کند و…
به نظر می رسد اهتمام هالیوود به فیلم های آخر الزمانی، فراتر از فروش فیلم و بحث اقتصادی است و یک بحث ایدئولوژیک را دنبال می کند. نکته ای که به حاکم بودن ظاهری آمریکا بر دنیا، ربط دارد.
نکته مهم: بدون شک این هجمه رسانه ای به مهدویت، باید پاسخ داده شود و سینمای ما را به تکاپو وا دارد. مخصوصا از طرف فیلم سازان متعهد و کاردان.
به امید آن روز.
پی نوشت
اـــ انفال/۳۶
۲ــ کلیک کنید
چرا نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را به صورت مقطّعه می گویند؟
یکی از مباحث مهدوی که مورد اختلاف واقع شده است مسئله نام بردن از امام عصر عجل الله تعالی فرجه و شریف به نام خاص و ویژه آن حضرت می باشد. سوال اینجاست که آیا جایز است که نام حضرت به اسم خاص برده شود و یا حرام است و چنین اجازه ای را نداریم!!
در رابطه با این سوال به طور کلی دو دسته روایت موجود است. دسته نخست روایاتی هستند که جواز نام بردن به اسم خاص از آنها فهمیده میشود. همانند روایتی که از امام حسنعسکری نقل شده است که حضرت هنگامی که توسط يكي از اشقياء تهديد به قتل شده بود، فرمود: اين است جزاي كسي كه بر خدا درباره اولياء او دليري مي كند. او گمان مي كرد كه مرا مي كشد و نسلي نخواهم داشت چه طور نيروي حق را درباره خود ديد و براي من فرزندي عنايت نمود كه اسمش م ح م د است».(1)
و دسته دیگر روایاتی هستند که به شدّت از نام بردن حضرت به اسم خاص نهی کردند و دلالت بر حرمت ذکر نام خاصه حضرت دارند. این گونه روایات بسیار زیاد میباشند و دلالت آنهابه نحوی است که اختصاص این روایات به حالت تقیّه را تقویت می کند. همانند روایت امام صادق علیه السّلام که فرمودند«صاحب اين امر را كسي به نام اسم نبرد مگر كافري.«2»
بنابراین با توجه به بحثی که بیان نمود این دانسته می شود که منع و حرمت اظهار اسم خاص حضرت می تواند به خاطر تقیه وخوف باشد اما در زمان امروزی به طور قطع بیان نام ایشان بهطور علنی بلا اشکال می باشد.
منبع:
1.مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق،ج51. ص72.
2. همان، ج48، ص15.
مصلحت خداوند بر این واقع شده که دوازدهمین حجّت الهی در پس پرده ی غیبت قرار گیرد و غیر او خود خدا کسی از اسرار و رموز آن آگاهی ندارد و عقل بشر قدرت این را ندارد که به اسرار آن پی ببرد. عبداللّه بن فضل هاشمي روايت كرده كه از امام صادق(عليه السّلام) شنيدم كه ميفرمود: «همانا براي «صاحب الامر» غيبتي تخلف ناپذير است، به طوري كه اهل باطل در آن ترديد ميكنند.
عرض كردم: يابن رسول اللّه! چرا غيبت ميكند؟
فرمود: به علّتي كه به ما اجازه ندادهاند ان را آشكار سازيم.
عرض كردم: چه حكمتي در غيبت اوست؟
فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجّت هاي پيش از او بوده است. حكمت غيبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر ميشود،چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي توسط خضر(ع) و كشتن آن بچه و تعمير ديوار، براي حضرت موسي(عليه السلام) ظاهر نگشت، مگرموقعي كه خواستند از هم جدا شوند.» (1)
با توجه به این روایت می فهمیم که اسرار غیبت حضرت مهدی فقط برای خداوند آشکار است و غیر از ایشان _حتّی معصومین_ کسی به اسرار غیبت واقف نمی باشد. اما با این وجود می توان با توجه به برخی از روایات این را فهمید که آزمایش مردم یکی از فلسفه های غیبت حضرت مهدی سلام الله علیه می باشد.
رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) ميفرمايد: «ذاك الّذي يغيب عن شيعته و اوْليائه غيْبةً، لا يثْبت فيها علي القوْل بامامته الاّ من امْتحناللّه قلْبه للاْيمان».(2)
او (امام زمان ـ عليه السلام ـ ) كسي است كه از ياران و شيعيانش غايب ميشود، غيبتي كه در آن غيبت كسي در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نميماند، مگر كسي كه خدا قلبش را به ايمان آزموده باشد.
.........................
[1]. بحارالانوار، ج 51، ص 366.
[2]. همان، ص 349 به نقل از غیبت شیخ طوسی و احتجاج و کمال الدین.
چه ضرورتی دارد که امام مهدی علیهالسلام سالها پیش از ظهور و قیامش خلق شود؟ چرا امام مهدی علیهالسلام در گذشتۀ دور برای آیندهای دورتر به دنیا آمدهاند؟ چرا خداوند متعال او را در همان زمان که احتیاج به اوست خلق نمیکند؟
به دلایل متعدد عقلی، زمین هیچگاه نمیتواند خالی از امام باشد.[1] افزون بر دلیل عقلی، احادیث فراوانی نیز وجود دارد که زمین بدون امام باقی نمیماند.[2]
با توجه به این دلایل (عقلی و نقلی) معلوم میشود که امام حتی در حال غیبت نیز محور هستی است و اثر او در عالم وجود، بسیار اساسی و حیاتی است و امکان ندارد حتی برای لحظهای در جهان هستی نباشد. لذا چگونه میتوان ملتزم شد که امام مهدی علیهالسلام در زمان امام عسکری علیهالسلام متولد نشود و زمین خالی از امام بماند، در حالی که چنین چیزی عقلاً و نقلاً امکان ندارد.
[1]. نک: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علیاصغر رضوانی، ص267.
[2]. کافی، ج1، ص178، تعداد 13 حدیث را در این موضوع نقل میکند.
گنجینه سخنوری129
ابوالادیان، یکی از دوستداران امام حسن عسکری علیه السلام میگوید: وارد خانه امام حسن عسکری علیه السلام شدیم و با جنازه ی آن حضرت مواجه شدیم برادر امام حسن عسکری (جعفر کذّاب) جلو آمد که بر جنازه ی امام و برادر خود نماز بخواند چون دستها را برای تکبیر بالا برد، کودکی در صحن خانه ظاهر شد و عبای جعفر را گرفت و کشید و فرمود: «ای عمو! برو عقب، برای نماز پدرم من از همه شایستهترم». جعفر در حالی که رنگ صورتش پریده بود، خود را عقب کشید و آن کودک بر جنازهی پدرش نماز گزارد، آن گاه جنازهی امام در کنار قبر پدر بزرگوارشان امام هادی دفن گردید.[1] آری حضرت مهدی علیه السلام خود مباشر نماز و دفن پدر بزرگوارشان بود که طبق روایات، بر امام جز امام نماز نمیخواند و جنازه امام را جز امام دفن نمیکند.[2] کسانی که بر جنازه امام حسن عسکری علیه السلام نماز خوانده و در مراسم تشییع جنازهی امام عسکری علیه السلام، چهره نورانی مهدی موعود علیه السلام را دیده اند 39 تن میباشند که بعضی از آنها عبارتند از: 1- ابراهیم بن محمّد تبریزی؛ 2- احمد بن عبدالله هاشمی؛ 3- ابوالادیان؛ 4- ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی؛ 5- ابوالحسن ضرّاب اصفهانی؛ 6- راشد اسد آبادی؛ 7- ابوراجح حمامی؛ 8- کامل بن ابراهیم؛ 9- رشیق صاحب المادرای؛ 10- و سی نفر دیگر از شیعیان خالص و مورد اعتماد دیگر.[3] بنابراین با وجود این همه شاهدان عینی که در تاریخ ثبت شده است باید بگوییم آن حجّت خدا مهدی موعود علیه السلام و هسته مرکزی جهان آفرینش و رمز بقای آسمان و زمین، امروز بر فراز همین کره خاکی زندگی میکند و به برکت اوست که آسمان فرو نمیریزد و زمین ساکنانش را در کام خود فرو نمیبرد. او در انتظار فرا رسیدن روز موعود است که به فرمان حق، باطل را از پهنه گیتی نابود سازد و پرچم حق را در سراسر کره خاکی به اهتزاز درآورد.[4] دیدار چهل نفر از شیعیان خاص جعفر بن محمد بن مالک از جماعتی از شیعیان روایت میکند: در محضر امام حسن عسکری بودم و چهل نفر در آنجا حضور داشتند، عثمان بن سعید عَمری برخاست و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا صلوات الله علیه میخواهم از موضوعی بپرسم که تو به آن آگاه هستی. امام علیه السلام فرمود: «بنشین ای عثمان»! آن گاه خشمگینانه برخاست تا بیرون برود، در این حین به حاضران فرمود:«هیچکس بیرون نرود، پس از ساعتی، آن حضرت صدا زد: «ای عثمان بن سعید!» عثمان پیش روی امام عسکری علیه السلام ایستاد آن گاه امام به حاضران فرمود: «آیا به شما خبر دهم که برای چه به این جا آمدهاید؟» حاضران گفتند: آری ای پسر رسول خدا صلوات الله علیه! امام علیه السلام فرمود: «آمدهاید از حجّت بعد از من بپرسید». حاضران گفتند: آری برای پاسخ به همین سؤال آمدهایم. ناگاه حاضران کودکی را که چهره اش مانند پاره ی ماه بود و از همه بیشتر به امام حسن عسکری شباهت داشت، نزد آن حضرت دیدند، امام عسکری علیه السلام در حالی که به کودک اشاره میکرد به حاضران فرمود: «هذا اِمامَکُم مِن بَعدِی و خَلیفَتی عَلَیکُم اَطِیعُوهُ و لا تَتَفَرَّقُوا مِن بَعدی فَتُهلِکُوا فی اَدیانِکُم...»[5]؛ این امام شما بعد از من است و خلیفهی من بر شما است، او را اطاعت کنید و بعد از من متفرّق نگردید که در این صورت در دین خود هلاک میگردید، آگاه باشید که شما بعد از این، پسرم (حضرت مهدی علیه السلام) را نخواهد دید تا دورانش کامل گردد، لذا در امور خود به عثمان بن سعید مراجعه کنید و آن چه که او میگوید اطاعت نمایید و سخنش را بشنوید، او خلیفه ی امام شماست و زمام امور در دست او میباشد.
============================================================ [1]. بحار الانوار، ج52، ص670 ؛ الزام الناصب، ص108. [2]. یوم الخلاص، بحث ولادت. [3]. همان، بحث ولادت. [4]. شناخت امام عصر (مولوی نیا)، ص28 و ص29. [5]. الغیبة الطّوسی، ص217.
====================================================
برای مشاهده ی مطلب مرتبط
فلسفه غيبت امام عصر ارواحنا فداه
موضوع
علم غیب معصومین علیهمالسلام از مسائل پیچیدهای است که باعث میشود سؤالاتی در ذهن انسان پدیدار گردد؛ مثلاً محدودهی این علم و حیطهی استفاده از آن؟ که بنده علم کافی و وافی در این زمینه ندارم که آنرا واضح کنم اما به ذکر نمونهای از آن به مناسبت شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام را خالی از لطف نمیدانم! شاید خالی از حکمت هم نباشد؛ در برخی از برهههای تاریخ، بودهاند افرادی که از شرایط پیچیده آن عصر، سوء استفاده برده و ادعاهای گزافی مطرح کرده و مدتی گروهی را با خود همراه نمودهاند ادعای امامت از سوی (جعفر کذاب) برادر امام عسکری(علیهالسلام) پس از شهادت آن امام همام، نمونهای از این موارد است که حامل عبرتهایی میتواند باشد که به علت اخبار غیبی امام عسکری و امام زمان علیهماالسلام و ایمان شیعیان به علم غیبِ امام که گویا آن را نشانه و معجزهای متوقع از امام خود میدانستند نقشهاش نقش بر آب شد؛ ابوالأدیان میگوید: من از خدمتگزاران امام عسکری (علیهالسلام) بودم و نامههای آن حضرت را به شهرها میبردم در طی مسمومیتی که امام(علیهالسلام) با آن از دنیا رفت، به خدمتش رسیدم حضرت نامههایی نوشت و فرمود:«اینها را به مدائن میبری و پانزده روز در سامرا نخواهی بود؛ روز پانزدهم که داخل شهر شدی، خواهی دید که از خانه من ناله و شیون بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشتهاند. گفتم:سرور من! اگر چنین شود، امام بعد از شما کیست؟ فرمود:هر کس جواب نامههایم را از تو مطالبه کند، قائم بعد از من، اوست! گفتم: نشانه دیگری بفرمایید. فرمود: هر کس بر جنازه من نماز گزارد، قائم بعد از من است. گفتم: نشانه دیگری بفرمایید. فرمود: هر کس از آنچه در میان همیان(کمربند) است،خبر دهد، او امام بعد از من است هیبت و عظمت امام (علیهالسلام) مانع شد که بپرسم؛ مقصود از آنچه در همیان است، چیست؟ من نامههای آن حضرت را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفته و روز پانزدهم وارد سامرا شدم. دیدم همان طور که امام(علیهالسلام) فرموده بود، از خانه ایشان صدای ناله بلند است و نیز دیدم برادرش جعفر، در کنار خانه آن حضرت(علیهالسلام) نشسته و گروهی از شیعیان، اطراف او را گرفته به وی تسلیت، و به امامتش تبریک میگویند. من از این جریان یکّه خوردم و با خود گفتم؛ اگر جعفر امام باشد، پس وضع امامت عوض شده است؛ زیرا من با چشم خود دیده بودم که جعفر شراب میخورد و قماربازی میکرد و اهل تار و طُنبور بود! من هم جلو رفته و رحلت برادرش را تسلیت و امامتش را تبریک گفتم، ولی از من چیزی نپرسید. (چون طبق اخبار غیبی امام ، باید از او در مورد جواب نامهها سؤال میکرد) در این هنگام، عقید، خادم خانه امام(علیهالسلام) بیرون آمد و به جعفر گفت:جنازه برادرت را کفن کردند؛ بیایید نماز بخوانید جعفر وارد خانه شد شیعیان در اطراف او بودند. سَمّان و حسن بن علی معروف به سَلَمه، پیشاپیش آنها قرار داشتند. وقتی که به حیاط خانه وارد شدیم، جنازه امام عسکری(علیهالسلام) را کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند جعفر پیش رفت تا بر جنازه امام (علیهالسلام) نماز گذارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاهموی که دندانهای پیشینش قدری باهم فاصله داشت، بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت:«عمو! کنار برو؛ من باید بر پدرم نماز بخوانم.» جعفر در حالی که قیافهاش دگرگون شده بود، کنار رفت. آن کودک بر جنازه امام (علیهالسلام) نماز خواند و حضرت(علیهالسلام) را در خانه خود، در کنار قبر پدرش امام هادی(علیهالسلام) دفن کردند. بعد همان کودک رو به من کرد و گفت:ای مرد بصری! جواب نامهها را که همراه تو است بده. جواب نامهها را به وی دادم و با خود گفتم: این دو نشانه [نماز بر جنازه و خواستن جواب نامهها]؛ حالا فقط همیان مانده! آنگاه پیش جعفر آمدم و دیدم سر و صدایش بلند است، حاجِز وَشّاء که حاضر بود به جعفر گفت: آن کودک چه کسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیدهام و نمیشناسم. در آنجا نشسته بودیم که گروهی از اهل قم آمدند و از امام حسن عسکری(علیهالسلام) پرسیدند، و چون دانستند که امام(علیهالسلام) رحلت فرموده است،گفتند:جانشین امام(علیهالسلام) کیست؟حاضران جعفر را نشان دادند. آنها به جعفر سلام کرده و تسلیت و تهنیت گفتند و اظهار داشتند: نامهها و پولهایی آوردهایم؛بفرمایید بگویید؛ نامهها را چه کسانی نوشتهاند و پولها چقدر است؟ (واقعاً اگر اینقدر گذشتگان ما دقت نداشتند، مذهب شیعه به ایندرجه نمیرسید) جعفر از این سؤال برآشفت و برخاست و در حالی که گَرد جامههای خود را پاک میکرد،گفت: اینها از ما انتظار دارند علم غیب بدانیم، در این میان، خادمی از خانه بیرون آمد و گفت: نامهها از فلانی و فلانی است و در همیان هزار دینار است که ده تا از آنها را آب طلا دادهاند نمایندگان مردم قم نامهها و همیان را تحویل داده و به خادم گفتند:هر کس تو را برای گرفتن همیان فرستاده، او امام است.
منبع: کمال الدین و تمام الدین،ج۲،ص۴۷۵ مطالعه مختصر در مورد «حکومت و سیاست در سیره امام حسن عسکری(علیهالسلام)» اثر استاد رسول جعفریان که در سایت قائمیه موجود است را به شما پیشنهاد میکنیم.
============================
لینک مشاهده ی مطالب مرتبط
دلیل امتداد غیبت صغری
يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما را از پس پرده #غیبت بیرون مى آورد و آنگاه او از #ستمگران #انتقام مى گیرد.
(إثباة الهداة ، ج 5 ، ص 196)
================================
مطالب مرتبط
هدیه دادن به فردی که امیدی به او نداری
زبان باعث کم شدن ارزش میشود
بخشنده ترین مردم
دراینکه ما یتیم هستیم، بیچاره هستیم، ولی ظاهراً این را نمیفهمیم جای هیچ شکی نیست، ودر اینکه علت این یتیمی نبودن مولایمان وسرورمان است باز هم جای هیچ شکی نیست، وهمچنین در اینکه علّت این یتیمی وبیچارگی، ناتوانایی ما از تحمل دستورات وسیره ائمه اطهار (علیه السلام)است باز هم جای هیچ شکی نیست، چون بدون شک اگر امام در بین ما حاضر میشد ما هم همان کاری را میکردیم که امّت ائمه قبل ازما با ائمه(علیم السلام) کردند(1)، اگر این حرف را قبول نداشته باشید اشکالی ندارد، ولی دلیلم برای این حرف این است که هنوز امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف)ظهور نکرده، چون اگر ما آمادگی معنوی لازم را برای قیام در رکاب حضرت داشتیم حتماً به اذن خدا ظهور محقق میشد؛ حتی اگر شما به تاریخ ائمه قبل از ما هم نگاه کنید خواهید دید که تنها علت قیام نکردن آنها بر علیه حکومت طاغوت زمان خویش، نبودن یا کم بودن یارانی بود که معرفت صحیح ویقین قوی نسبت به مقام ومنزلت امامت نداشتند(2)
ولی بحث اصلی ما امشب سر این است که آیا اصلاً حضرت غایب هستند؟آیا استعمال این لفظ درست است؟
اگر بخواهیم دقیق به موضوع نگاهی داشته باشیم، دو لفظ شبیه به هم داریم که هم در مقابل هم هستند وهم در کنار هم؛( حضوروغیاب )
منظوردر مقابل هم، یعنی متضاد هستند ودر کنار هم، یعنی نبودن یکی به معنای بودن دیگری است؛ ولی یک حالت لطیف تری نیز وجود دارد که اصطلاحاً میگویند(حاضر ِ غایب) یعنی حضور دارد ولی ما نمیبینیم!!(3)
پاورقی
1-اما کاظم(علیه السلام)
«لَهُ غَیْبَةٌ یَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَی نَفْسِهِ یَرْتَدُّ فِیهَا أَقْوَامٌ وَ یَثْبُتُ فِیهَا آخَرُون»(1)
برای او غیبتی طولانی است از ترس کشته شدن خود، مدتش طولانی میشود، در آن مدت گروهی مرتد میشوند وگروهی ثابت میمانند.
2-امام سجاد(علیه السلام):«لَا یَثْبُتُ عَلَیْهِ إِلَّا مَنْ قَوِیَ یَقِینُهُ وَ صَحَّتْ مَعْرِفَتُه»(2)
«کسی بر _امامت او (امام مهدی-عج)_ ثابت نمیماند مگر آنکه یقینش قوی وشناختش درست باشد»
3-موسی بن جعفر(علیه السلام):«انْ ذَلِکَ أَنَّ أَمَّ جَمِیلٍ امْرَأَةَ ......یَا رَسُولَ اللَّهِ لَمْ تَرَکَ قَالَ لَا ضَرَبَ اللَّهُ بَیْنِی وَ بَیْنَهَا حِجَابا»(3)ام جمیل زن ابو لهب بعد از نزول سروه تبت(4)با عصبانیت تمام درحالیکه سنگی در دست داشت بسوی رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) آمد وابوبکر بن ابی قحافه نیز با او بود، ابو بکر گفت: ای رسول خدا؛ ام جمیل است وبا عصبانیت به دنبال شما میگردد ومیخواهد شما را بزند؛ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمود: او مرا نمیبیند.(ام جمیل آمد ودر کنار رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ایستاد وبه ابوبکر گفت: رفیقت کجاست؟ گفت هر کجا که خدا خواهد؛ ام جمیل گفت: اگر او را میدیدم این سنگ را بسوی او پرتاب میکردم اومرا هجو(بد) گفته است؛ قسم به لات وعزی من هم شاعرم(او را هجو میکنم) ورفت" ابوبکر با تعجب گفت:ای رسول خدا او تو را ندید؟ رسول الله(صلی الله علیه وآله) فرمودند: نه ! خدا بین من واو پرده کشید(حجاب زد)
پی نوشت
1-بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج17، ص: 225، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، مکان چاپ: بیروت،سال چاپ: 1403 ق
2-بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج51، ص: 134، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، مکان چاپ: بیروت،سال چاپ: 1403 ق
3-بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج17، ص: 225، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، مکان چاپ: بیروت،سال چاپ: 1403 ق
4-سوره مبارکه المسد/سوره111 قرآن کریم
5-در مورد علت غیبت امام زمان(عج) بیشتر بدانیم
آدرس کانال وادی مقدس
ادرس اینستاگرام
www.instagram.com/v
اگه توجهی بکنید به راحتی خواهید فهمید که در جهان تنها کشوری وتنها تفکری که توانسته با قدرت واقتدار، قریب به چهار دهه در مقابل استکبار جهانی ونفوذ آنها ایستادگی کند، جمهوری اسلامی ایران است. به نظر شما چه تربیت وعقیده ای در این مردم وملّت باعث شده که اینچنین قوی وبا اقتدار راه انقلاب را ادامه بدهند و از امتحانات الهی موفق وسر بلند بیرون بیایند ودشمنان اسلام را ناامید نگه دارند؟
جواب این سوال را در یک جمله میتوان گفت« خط سرخ شهادت وافق روشن وامیدوار کننده ظهور»، خط سرخ شهادت کنایه از سیره تربیتی ابا عبدالله حسین(علیه السلام) وروحیه شهادت طلبی است وافق روشن وامیدوار کننده ظهور، که کنایه ازاعتقاد به ظهور وتشکیل حکومت مهدوی بوسیله نهمین فرزند از صلب حسین بن علی(علیه سلام) نوه دختری پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) وروحیه امید به آینده ومنجی گرایی است. پس اگر کسی به عنوان نماینده اینچنین ملتی ومردمی انقلابی بخواهد در مجامع بین المللی حاضر شود واین عقیده وتفکر مردم را نادیده بگیرد دیاثت(1) سیاسی کرده و باید توبه کند و به مسیر مقدس انقلاب اسلامی ایران وسیره امام خمینی(ره) برگردد؛
دشمنان اسلام این مساله را کاملا متوجه شده اند وفهمیده اند که تا این دو مبنا واعتقاد دربین جوانان ایران وجود دارد نخواهند توانست بر آنها پیروز شوند؛ لذا از انواع فریب وحیله برای تحت شعاع قرار دادن ومنحرف کردن اعتقاد به مهدویت وسیره تربیتی مکتب عاشوراء استفاده میکنند.
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون»(2)
«البته نپندارید که شهیدان راه خدا مردهاند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود»
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)
لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَقُومَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا(3)
«دنیا از بین نمیرود تا مردی از فرزندان حسین برای رسیدگی به کار امت من به پا خیزد ودنیا را از عدل و داد پر نماید همانگونه که از ظلم وستم پر شده است»
پاورقی
1-رسول اکرم(صلی الله علیه وآله):.....دیوث(اخلاقی) کسی است که به زوجه اش تجاوز میشود واو میداند واهمیت نمیدهد.(من لایحضرالفقیه، ترجمه، جلد5، صفحه94، نویسنده: قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، مکان چاپ: تهران، ناشر: نشر صدوق، تاریخ نشر: 1409 ه ق)
آیت الله جوادی آملی :دیاثت یا اخلاقی است و یا سیاسی: کسی که بیگانه را راه می دهد دیوث سیاسی است، بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست.(1395/2/19)
2-سوره مبارکه آل عمران آیه169
3-عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص: 66، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ناشر: نشر جهان، مکان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ق
4-مطالعه بیشتر در مورد بحث مهدویت
http://www.mahdi313.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=153:...
آدرس کانال وادی مقدس
ادرس اینستاگرام
www.instagram.com/v
آیا تا بحال به این فکر کرده اید که چرا در دنیا هیچ حکومتی در تاریخ پیدا نشده که بتواند مردم وملت خودش را راضی نگاه دارد وبه حکومتش استمرار و بقاءدایمی ببخشد؟
شاید بگویید که وقتی امیرالمومنین علی(علیه السلام) که نمونه یک انسان کامل در مدیریت واداره کشور بود نتوانست کشوری را بیشتر از پنج سال اداره کند دیگر از بقیه حکمرانان چه انتظاری داری واین یک امر طبیعی در اداره امور کشورهاست.
ولی واقعیت این است که بحث حکومت یک بحث یک طرفه نیست که اگر مدیری لایق بود برای اداره کشور کفایت کند ومردم هم نقشی دربقاء وزوال حکومت ها نداشته باشند، دو عنصر مدیر توانمد وکامل ومردم فهیم وعالم باید در کنار هم قرار گیرند تا بشود مدینه فاضله که همان زندگی عالی و وسعادتمندی است که هر پیامبری وعده اینچنین حکومتی را داده محقق شود.
طبق ادعای مکتب تشیع در این زمان نهمین فرزند از صلب حسین بن علی(علیه السلام) نوه دختری پیامبراسلام(صلی الله علیه وآله) که به اذن پروردگار از دیدگان مردم غایب است، مسولیت تشکیل همچنین حکومتی را دارد ومنتظر دستور پروردگار برای اجرای این مسولیت است. پس طبق این اعتقاد مدیر توانمند وکامل برای تشکیل مدینه فاضله وجود دارد وتنها بحث بر وجود مردمی عالم وفهیم میماند که در کنار حکمرانی لایق وکامل، تشکیل مدینه فاضله بدهند.
اما اینچنین مردم وامتی چکونه شکل خواهند گرفت؟وچگونه تربیت میشوند؟
طبق معارفی که در این مکتب در جریان است،مسولیت تربیت اینچنین مردمی بر عهده علماءربانی دین پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)است که در زمان غیبت امام عصرشان مسئولیت آماده سازی وتربیت مردم را برای تشکیل حکومت جهانی نهمین فرزند از صلب حسین بن علی نوه دختری پیامبراسلام(صلی الله علیه وآله) بر عهده دارند.
لذا بحث تربیت وخودسازی مردم و امت ها برای رسیدن به همچنین افقی از تعالی، یکی وشاید بشود گفت از تنهاترین ارکان بحث مهدویت محسوب میشود.
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)
لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَقُومَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا(۱)
«دنیا از بین نمیرود تا مردی از فرزندان حسین برای رسیدگی به کار امت من به پا خیزد ودنیا را از عدل و داد پر نماید همانگونه که از ظلم وستم پر شده است»
رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)
الْمَهْدِیُّ مِنْ .....کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.(2)
«مهدی از فرزندان من است برای او غیبتی طولانی خواهد بود و در زمان غیبت او برای امت ها حیرت وسرگردانی گمراه کننده ای خواهد بود، او خواهد آمد در حالی که ذخایر انبیاء در دست اوست وجهان را پر از عدل وقسط خواهد کرد، همانطوری که از ظلم وستم پر شده بود»
امام باقر(علیه السلام)
«قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ و تَعَالی......و إِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَنْفُسِهَا ظَالِمَةً مُسِیئَةً»(3)
خدا تبارک و تعالی فرماید: ( حدیث قدسی است) محققاً من عذاب کنم هر رعیتی را در اسلام، که گردن نهد به ولایت و حکومت هر پیشوای جائر و خلاف کار و ستمکاری که از طرف خدا نیست، اگر چه آن رعیت در کردار خودش نیکوکار و با تقوا باشد، و محققاً بگذرم از هررعیتی که در عالم مسلمانی گردن نهد به ولایت و حکومت امام عادل منصوب از طرف خدا، اگر چه خود آن رعیت نسبت به خودش ستمکار و بد کردار باشد
نکته:
1-علماء ربانی مکتب تشیع با توجه به انتصاب عامی که از طرف پیامبراسلام(صلی الله علیه واله)دارند(یعنی دارای شرایطی هستند که در احادیث درباره عالم ربانی ذکر شده ) از مصادیق امام عادل محسوب میشوند، مثل امام خمینی(ره)(1،2/4)
2-اگر کسی توان خروج از ولایت وحکومت حاکم ظالم وستمکاری که از طرف خدا نیست راندارد، حداقل باید برائت قلبی نسبت به اینچنین حکومتی داشته باشد و واز اولین فرصت برای خروج از سلطه وحکومت حاکم ظالم که از طرف خدا نیست استفاده کند تا بتواند تحت تربیت حکومت عالم ربانی قرار بگیرند(5/6)
پاورقی
1-عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص: 66، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ناشر: نشر جهان، مکان چاپ: تهران، سال چاپ: 1378 ق
2-کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص: 287، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ناشر: اسلامیه، مکان چاپ: تهران، سال چاپ: 1395 ق
3-کافی (ط - دار الحدیث)، ج2، ص: 263، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، ناشر: دار الحدیث، مکان چاپ: قم، سال چاپ: ق 1429
1/4-صاحب جواهر متوفای 1266.ه.ق می گوید:ظاهر روایات حاکی از آن است که فقیه به طور کامل اختیار دارد و تمام اختیاراتی که برای امام (ع)است برای او نیز می باشد (جواهر ص40 ص18و19)
2/4-امام خمینی(ره) می گوید: ولایتی که برای پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام می باشد، برای فقیه هم ثابت است، در این مطلب هیچ شکی نیست(ولایت فقیه ص 172)
5-علامه آیت الله حسین حسینی طهرانی (ره):حرام است بر قاطنین و ساکنین در بلاد إسلام که تَعَرُّب اختیار کنند؛ یعنی از دار الإسلام حرکت کنند و بسوی بلاد کفر رفته، در آنجا زندگی کنند.پس این أفرادی که به خارج میروند و در آنجا زندگی میکنند، در انگلستان، در آمریکا، یا در هندوستان (نه پاکستان چون دولتش دولت إسلامیست) یا در چین، یا در ژاپن، یا در شوروی، تمام آنها عملشان حرام و گناهشان هم- طبق کلام پیغمبر- گناه کبیره و لا یُغفَر است؛ حتّی اگر کفّار با آنان بدرفتاری هم نکنند، بلکه با کمال محبّت و دوستی رفتار کنند.(ولایت فقیه در حکومت اسلام، جلد ۳، صفحات ۱۴۱ تا ۱۴۴)
6-استفتاء:آیت الله سیستانی(حفظه الله)
مسلمانی که در اروپا، و یا آمریکا و یا هر کشور غیر اسلامی سکونت دارد، احساس میکند که از محیط دینی که در آن نشأت یافته و تربیت شده، دور میشود، نه صدای قرآن به گوشش میخورد و نه آوای اذان میشنود و نه زیارت مشاهد برایش میسر است و به طور کلی از فضاهای روحانی و معنوی محروم میگردد، آیا ترک چنین محیط و اوضاع و احوال و مانند آنها مثل عدم شرکت در امور خیریه و عدم توفیق شرکت در کارهای نیکو، نقصان در دین حساب میشود؟
پاسخ: ترک چنان اموری نقصان در دین محسوب نمیشود، اما دوری از فضاهای دینی که کم کم به ضعف ایمان و ترک واجبات و یا انجام برخی محرمات بکشد، هر چند حرامهای کوچک، پیش آمدن چنین وضعی در اثر سفر و اقامت در بلاد کفر، موجب حرمت آن میشود.
آدرس استفتاء (مساله 14)و مطالعه بیشتر در مورد احکام زندگی در بلاد کفر
www.al-sistani.org/p
آدرس کانال وادی مقدس
ادرس اینستاگرام
www.instagram.com/v
#پرهیزگاری وتصفیه نفس:
از امام صادق علیه السلام نقل شده است:برای صاحب الامر غیبتی طولانی است؛در این دوران هر کس باید تقوا پیشه سازد و به دین خود چنگ زند.«الغیبة النعمانی ص 250»
بله دوستان عزیزان شاید مهمترین وظیفه ما در زمان غیبت خود سازی ورعایت تقوا است.زیرا اساس غیبت مولایمان حضرت مهدی ارواحنافداه آلوده بودن جامعه وعدم رعایت تقوا در بین مسلمانان است.لذا بر ماست تا هر چه بیشتر انشاالله رعایت تقوا در زمینه های مختلف زندگی خود داشته باشیم.و اشاره میکنم تقوا رمز پیروزی هر انسان و جامعه موفق است.
شبهه: اگر امام زمان(عج) وجود داشت و چهار نائب داشته، پس چرا شخصیتی مثل شیخ کلینی که در دوره نواب اربعه بوده، هیچ روایتی را از ایشان نقل نکرده است؟
پاسخ:
کتاب کافی، اولین کتاب از کتابهای چهارگانهی معتبر شیعی است که توسط ثقة الاسلام کلینی (محمد بن یعقوب) در دوران غیبت صغری نوشته شد. در این کتاب بیش از 16 هزار روایت وجود دارد که از کل روایات صحاح ششگانه اهل سنت بیشتر است و از جهت جامعیت، ترتیب ابواب و اتقان روایات نیز بسیار حائز اهمیت است.[1] رجالشناس مشهور شیعه، نجاشى درباره کلینی مىگويد: «او در زمان خود، شيخ و پيشواى شيعه در شهر رى بود و حديث را از همه بيشتر ضبط كرده و بيشتر از همه مورد اعتماد است.»[2]
كلينى با چهار سفير و نماينده خاص امام زمان(عجلاللهتعالىفرجهالشریف)، هم عصر بود،[3] بعد از آنکه حکومتهای جور، سختگیری بر ائمه و علما و شیعیان را زیاد کردند، به مرور ارتباط ائمه(علیهمالسلام) با مردم، به صورت وکالتی درآمد و با اوجگیری فشارها، تشکیلات وکلایی جای خود را به تشکیلات سفارتی و نیابتی داد. در طول 69 سال، چهار نفر از معتمدان حضرت به عنوان نائب خاصّ، یکی بعد از دیگری مسئولیت سفارت را به عهده داشتند و رابط بین آن حضرت و شيعيان بودند. عثمان بن سعید عمری(از 260 تا ۲۶۷ق) و محمد بن عثمان بن سعید عَمری(از 267 تا ۳۰۵ق)، حسین بن روح نوبختی (از 305 تا ۳۲۶ق) و علی بن محمد سَمُری (از 326 تا ۳۲۹ق) عهدهدار نیابت خاص حضرت بودند.[4]
کلینی 70 سال عمر کرد و در سال 328 ق، قبل از آخرین نائب امام، وفات نمود.[5] او در کتاب کافی در مجموع 4 روایت از نائب اول یعنی عثمان بن سعید عمری نقل کرده است.[6] علت اینکه از 16 هزار روایت، تنها چهار روایت از طریق نائب امام نقل شده، چند چیز است:
اول اینکه علت نگارش کتاب کافی که در طی 20 سال نوشته شده، این است که یکی از دوستان کلینی از او درخواست میکند که در ضمن کتابی به پالایش، تهذیب و تبویب روایات اصول چهارصدگانه بپردازد.[7] اصول اربع مأة، کتابهایی بودهاند که توسط چهارصد نفر از شاگردان ائمه (علیهمالسلام) از زمان امیرالمومنین تا امام حسن عسکری(علیهماالسلام) نگارش یافته بود. بیشتر این اصول از شاگردان امام صادق و امام باقر (علیهماالسلام) بوده است.[8] بنابراین، عمده روایات کافی (بیش از 15 هزار روایت) از این دو امام بزرگوار است و از سایر ائمه، کمتر روایت نقل شده است.
دوم اینکه، به طور کلی، به دلیل جابجایی حکومت عباسی با حکومت اموی، فترتی پیش آمد که آن دو امام همام توانستند به راحتی جلسات درسی در مدینه ترتیب بدهند و به تدریس و شاگرد پروری بپردازند.[9] در دورههای بعد، فضای جامعه اسلامی بسیار اختناقآلود و بسته بود. به همین دلیل تشکیلات وکالتی و بعد نیابی به وجود آمد. در زمان نواب اربعه وضع بد و بدتر شد.[10] هر چند در دوره هفتسالهی نائب اول مقداری اوضاع بهتر بود، اما در دوران سه نائب بعدی، فشار بسیار شدید شد. نواب حضرت، دارای وکلایی در شهرهای مختلف بودند که تنها از آن طرق و در موارد ضروری ارتباط میگرفتند. اینطور نبود که مجلس درس و بحثی داشته باشند تا شیخ کلینی بتواند در آن حاضر شود و مطلبی را از آن طریق منتقل کند. همان چهار روایتی که جناب کلینی از نائب اول نقل کرده، دلالت بر وجود ارتباط بین ایشان با نواب حضرت -ولو به واسطهی دیگران- دارد.
اختناق و بگیر و ببند تا آنجایی بود که نائب سوم یعنی حسین بن روح، مدتی به صورت پنهانی زندگی میکرد و پنج سال هم در زندان گرفتار شد.[11] که شاید به خاطر برخی بیاحتیاطیها و یا خیانتها بوده باشد. کلینی بیشتر عمر خود را در ری و قم زندگی کرد و به احتمال زیاد کتاب کافی را هم در اینجا و در زمان سفارت حسین بن روح، نوشت.[12] با این حال با وجود این همه روایت، لازم نبود که صراحتاً از نواب و رابطین حضرت نام ببرد تا خطری برای جان حضرت پیش بیاید، بلکه کافی بوده است که از طریقی دیدگاه حضرت را به دست آورد و بعد روایات مطابق همان را انتخاب و منتشر نماید، زیرا نهانکاری و تقیه خصوصاً در دوره نایب دوم، سوم و چهارم به اوج خودش رسیده بود. کلینی نمیتوانست اسمی از نوابی که در زمان نوشتن کافی با آنها در ارتباط بوده ببرد، زیرا این کار باعث دستگیری و فشار بیشتر به شیعیان میشد و جان آنان را به خطر میانداخت. ولی نائبی که در آن زمان از دنیا رفته بود را نام برده است. در زمانهای بعدی، شیخ طوسی از سایر نواب روایاتی را نقل کرده است.[13]
در پایان اشاره به این نکته هم لازم است که بسیاری از علمای شیعه معتقدند که روایات کتاب کافی -فی الجمله- مورد تایید حضرت بقیة الله(عجلاللهتعالىفرجهالشریف) قرار گرفته است.[14]
در نتیجه: اولا: کتاب کافی دستهبندی اصول اربعة مأة بوده؛ ثانیا: کلینی روایاتی را از نواب حضرت نقل کرده؛ ثالثا: جو حاکم در آن زمان به گونهای بود که نمیشد از نواب اربعه نام برد؛ رابعا: شیخ کلینی در ایران بوده و از طریق وکلا با نواب رابطه داشته است.
-------------------------------------------
[1]. محمد بن یعقوب کلینی (ویکی نور)
[2]. نجاشی، رجال النجاشي، مؤسسة النشر الإسلامي، چ6، قم، 1365ش، ص377.
[3]. سید بن طاووس، كشف المحجة لثمرة المهجة، بوستان کتاب، چ2، قم، 1375ش، ص220.
[4]. علامه حلی، رجال العلامة الحلي (الخلاصة)، الشريف الرضي، چ2، قم، 1402ق، ص149.- آقا بزرگ تهرانی، الذريعة إلى تصانيف الشيعة، اسماعیلیان، قم، 1408ق، ج4، ص58.
[5]. سید بن طاووس، كشف المحجة لثمرة المهجة، بوستان کتاب، چ2، قم، 1375ش، ص220.
[6]. محمد بن یعقوب کلینی، الكافي ، دار الكتب الإسلامية، چ4، تهران، 1407ق، ج1، صص329- 331.
[7]. شیخ کلینی، کافی، ج1، ص8.
[8]. اصول اربعمأة.(ویکی شیعه)
[9]. ایوب طهمزی و عباس رهبری، نقش امام باقر(ع)و امام صادق(ع)در فرهنگ و تمدن اسلامی، مجله مطالعات تاریخ و تمدن ایران و اسلام، زمستان 1396، دوره2، ش4.
[10]. محمد دشتی، نقش سیاسی سازمان وکالت در عصر حضور ائمه علیهم السلام، مجله فرهنگ جهاد سال 10، تابستان 1384، ش40.
[11]. شیخ طوسی، الغیبة، دار المعارف الإسلامية، چ1، قم، 1411ق، ص303.
[12]. آیت الله سبحانی، كليات في علم الرجال، مركز مديريت حوزه علمیه قم، چ2، قم، 1410ق، ص368.
[13]. شیخ طوسی، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، دار الكتب الإسلاميه، تهران، چ4، 1407ق، ج6، ص 93.- همو، الغيبة/ كتاب الغيبة للحجة، ص389.
[14]. حسین نوری، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمة، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، چ1، قم، 1408ق، ج3، ص467.- آیت الله سبحانی، كليات في علم الرجال، ص366.
همه ی ما ادعا می کنیم که از منتظران امام زمان هستیم ؛ اما آیا صرف یک ادعا کافی است؟ اینکه سر جای خود بنشینیم و فقط دعای فرج بخوانیم ، کافی است؟ چگونه باید منتظر مصلح جهان بود؟
تصور کنید منتظرید تا ساعت ۶ کسی به دنبال شما بیاید و با هم به جایی بروید ؛ شما تا ساعت ۶ بیکار مینیشینید یا قبل از اینکه ساعت ۶ شود بلند میشوید وضو میگیرید و لباس هایتان را میپوشید و در تدارک آماده شدن هستید؟ مسلما روش دوم درست است.
انتظار امام زمان باید انتظار جهادی باشد ؛ انتظار جهادی یعنی تلاش برای آماده شدن برای ظهور؛ ترجمه انتظار جهادی را در بیان امام خامنه ای بخوانیم:
کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینههای صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.[۱]
[۱] بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمهی شعبان در مصلای تهران ۱۳۸۱/۰۷/۳۰
این امکان به زودی اضافه خواهد شد
هنوز نظری ثبت نشده است
شما اولین نفری باشید که نظری را ثبت مینمایید
امتیاز بدهید