مرسلون

سیدحسین اکرمی

سیدحسین اکرمی

7d4e83b5c026b1db6a9d0a2ea7e9c0bb_S_Copy سیدحسین اکرمی

مقایسه یکی از راه‌هایی است که می‌توان از طریق آن به حقایق بهتر پی ببریم و از حرف و حدیث‌های کوچه بازاری که بیشتر بر پایۀ بحث و جدل‌های بیهوده استوار است در امان ماند.

از جنبه‌های گوناگونی می‌توان دو نظام را با یگدیگر مقایسه نمود.

یکی از جهاتی که بیشتر مردم عوام آن را ملاک مقایسه قرار می‌دهند همین دستاوردهای اجتماعی و فرهنگی و نان و آب است.

ما اگر جنبه‌های عظیم معنوی و الهی نظام اسلامی را که تغییر بنیادین در مسیر حرکت بشر ایجاد کرد را کنار بگذاریم باز هم روی زمین و وسط میدان و خارج از دودوتا چهارتای روی کاغذ، آنقدر حرف داریم که بتوانیم حقانیت برتری این نظام مقدّس را با تمام ایراداتی که داشته اثبات کنیم.

این نظام اولین تجربه عملی حکومت اسلامی بعد از قرن‌ها است و طبیعی است که ایرادات و خلاءهایی هم می‌تواند داشته باشد و با اختلاس‌ها و فسادها و کم و کاستی هایی هم رو به رو باشد که جدای از علل داخلی، عوامل و پیشینۀ چند صد ساله و ریشه در اقتصاد بیمار ایران از سالیان متمادی دارد.

شما تصوّر کنید که دو هزار و پانصد سال، حکومت‌های پادشاهی بر این سرزمین حکومت کرده و مردم را در فقر و بیسوادی نگه داشته‌اند تا جایی که تا قبل انقلاب اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم نهایتاً شاید فقط تا ده درصد مردم سواد داشتند و به جز یکی دوتا دانشگاه در تهران و برخی شهرها ما هیچ دانشگاه دیگری نداشتیم و تمام مدارس ما کلنگی و نفتی بودند و به علت عدم رسیدگی به بخش کشاورزی و روستایی، زیرساخت قابل توجّهی برای رشد کشاورزی ایجاد نکرده‌اند و برای طی یک مسیر کوتاه گاهی ساعت‌ها و چند روز طول می‌کشید تا از مسیرهای خاکی و غیر آسفالته عبور کنند. اما در نظام اسلامی سرعت رشد علم و سواد و کشاورزی و بهداشت و جمعیت به یکباره چندین برابر می‌شود.

سعی می‌کنند با تبلیغات اینهمه از رضاخان یک شخصیت قوی و مقتدر در اذهان مردم درست کنند و بگویند فلان کار را کرده و ارتش قوی درست کرده و راه آهن ساخته ولی با یک حساب سرانگشتی شما مقایسه کنید متوجه می‌شوید که بعد نظام اسلامی چقدر اوضاع فرق کرد و چندین هزار کیلومتر راه زمینی و آسفالته و هوایی و راه آهن و دریایی و تجاری ایجاد شد و به اقتصاد و زندگی مردم رونق داد و تحوّلی در مسیر رشد و پیشرفت ایران ایجاد شد. به راستی اگر رضاخان کشور را درست کرد و به مردم خدمت کرد و ارتش نیرومند درست کرد، پس چرا با یک پخ غرب و شرق و انگلیس و شوروی پا به فرار گذاشت و کشور و مردمش را رها کرد و به علت نداشتن جایگاه مردمی هیچ کدام از مردم برای حمایت او برنخاستند و به جزیرۀ دورافتادۀ موریس فرار کرد؟
به راستی اگر حکومت پهلوی خیلی خوب بود چرا مردم ازش ناراضی بودند و او را بیرون کردند؟ اینهمه توی تصاویر و فیلمهای واقعی که از صحنۀ قیام مردم گرفته شده شاهد این هستیم که به مردم تیراندازی می‌کنند و بعد انوقت میایند می‌گویند که دستشان را به خون گوسفند می‌زدند و می‌آمدند توی خیابان شعار مرگ بر شاه می‌دادند!

این همه مستشار و توده‌ای و ساواکی و یهودی و صهیونیست و سایر فرقه‌های انحرافی که اصل و ریشۀ آن‌ها معلوم نیست به کدام دین و مذهب بر می‌گشت بر زنان و فرزندان و جان و مال و ناموس این جامعه حکومت می‌کردند و نوامیس مسلمین را از توی کوچه می‌دزدیدند و از ترس کشف حجاب سال‌ها درون خانه‌ها حبس می‌شدند و ترک تحصیل می‌کردند و اگر یک خارجی با یک ایرانی تصادف می‌کرد و مقصّر بود باید در هر صورت آن ایرانی از خیر و شرّش می‌گذشت وگرنه اگر می‌خواست شکایت کنه یا ادعای حقوق کنه همچین پدری ازش در میاوردند و برایش پرونده درست می‌کردند که تا چند نسل بعدش سرش را نتونه خم کنه یا اگر به ناموسش تجاوز می‌کردند باید از ترسش خفه خون می‌گرفت تا مبادا بلایی بر سر خودش و خانوادش بیاورند.

راستی می‌دونید که از دیگر خیانت‌های حکومت وابستۀ پهلوی این بود که بحرین را در زمان همین محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه به ظاهر مقتدر ایران مثل آب خوردن از دست دادیم. بله بحرین یکی از استان‌های ایران بود که شاه با بی عرضگی از دستش داد.

بدتر از همه جالبه که همین کسانی هم که شاه شاه می‌کنند و در آرزوی زندگی در چنین حکومتی هستند، آن موقع که این شاهان بر روی کار بودند حق رأی نداشتند و اصلاً از سوی این حکومت‌ها آدم حساب نمی‌شدند که بخواهند حق رأی هم داشته باشند و در تعیین سرنوشت خود دخالتی داشته باشند. اینجور آدما سرشان را زیر برف کرده‌اند و نمی‌خواهند واقعیت‌ها را بببینند و فقط بلد هستند به چرت و پرت‌هایی که ایادی کفر و استکبار و نفاق در ماهواره می‌گویند گوش بدهند و در واقع به نوعی شستشوی مغزی شده‌اند.

اینهایی که دم از ضایع شدن حقوق زنان در جمهوری اسلامی می‌زنند کجایند که ببینند به برکت نظام جمهوری اسلامی میزان رشد سواد و امنیت و جایگاه زنان جامعه چندین برابر شده است در آن زمان هیچ دختری از ترسش جرأت نمی‌کرد مدرسه برود که مبادا مورد تجاوز قرار بگیرد یا دزدیده شود یا به زور حجابش را بردارند ولی امروز دختران و زنان این سرزمین دانشگاه می‌روند و در عرصه‌های اجتماعی وارد می‌شوند و رأی می‌دهند و افتخارات گوناگون و از جمله ورزشی برای ایران اسلامی می‌آورند و ابراز وجود می‌کنند و در رشته‌های مختلف کسب تخصص می‌کنند در حالی که در زمان شاه ما حتی یک شرکت کنندۀ زن ورزشی نداشتیم.

راستی می‌دونید بزرگترین اختلاس تاریخ ایران کی اتفاق افتاده؟ آری در زمان همین محمدرضا پهلوی شاهنشاه به ظاهر خوب و درستکار ایران داشتیم که تنها یک اختلاسشون به اندازI پانصدهزار میلیارد دلار بوده که در آن زمان مبلغ بسیار هنگفتی بوده و یا جشن‌های پادشاهی هزینه‌های سرسام آور برگزار می‌کردند ‌این در حالی است که مردم ایران در فقر و فلاکت به سر می‌بردند؛ علاوه بر اختلاس های بزرگ، خود محمدرضا شاه پهلوی هم که با کلی طلا و جواهر پول از بیت المال مردم ایران و ۳۵ میلیارد دلار دارایی و سرقت ۳۸۴ عدد چمدان پر از جواهر و الماس‌ از ایران خارج فرار کرد.

خب شما که انقد ادعا میکنی نظام اسلامی خیلی خوبه پس اینهمه تبعیض‌ها و دزدی‌ها و فساد اقتصادی و فرهنگی چیه که هنوز داریم و شاهدش هستیم و دوروبرمان می‌بینیم؟ جواب اینه که ما نیاز به انقلاب‌های درونی داریم در عرصۀ اقتصادی و فرهنگی و غیره. وقتی هنوز آدم‌هایی در این مملکت داریم که تمام هم و غمشان چهارتا کنسرت و مانند این‌هاست شما انتظار داری رهبری کشور مثل زُورو یک شمشیر برداره و بیفته توی کوچه و خیابان همۀ مفسدین را از دم تیغ بگذرونه؟!

قحطی بزرگ ۱۲۹۶–۱۲۹۸ هجری خورشیدی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) بزرگترین هولوکاست ایران که حدود نُه میلیون نفر از مردم بیچارۀ یاران از وبا و قحطی مردند ولی صدای هیچکس و حتی شاه ایران در نیامد. این است دستاوردهایی که شاهان دیکتاتور و بی‌غیرت و ترسو برای ایران و ایرانی به ارمغان آوردند و دوستداران شاه هم باید پاسخگوی این همه جنایت و خیانت باشند که در واقع دارند از خیانت‌ها و جنایت‌های زمامدارارن بی‌کفایت گذشتۀ ایران دفاع کورکورانه می‌کنند. (1)


پی‌نوشت:

1) برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

انگلستان و مسئله حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰.

هامبلی، گاوین ار جی. تاریخ ایران کمبریج. ج. هفتم، قسمت سوم. ترجمهٔ تیمور قادری. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1388.

شوکراس، ویلیام. آخرین سفر شاه. ترجمهٔ عبدالرضا هوشنگ مهدوی. تهران: پیکان، 1381. شابک ‎۹۶۴-۳۲۸-۲۳۴-۱.

آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گل محمدی، محمدابراهیم فتاحی. چاپ سیزدهم. نشر نی، ۱۳۸۷. شابک ‎ISBN ۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۴.

آبراهامیان، یرواند. تاریخ ایران مدرن. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۱۲۶-۴.

میلانی، عباس. نگاهی به شاه. تورنتو: پرشین سیرکل، ۱۳۹۲. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۰-۹۹۱۸۹۶۴-۰-۰.

میلانی، عباس. معمای هویدا. تهران: اختران، ۱۳۸۰. شابک ‎ISBN ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۱۴-۵۹-۰.

اشرف، احمد. «توهم توطئه». گفتگو (تهران) تابستان، ش. 8 (1374): 7 تا 46. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۴.

آبراهامیان، یرواند. تاریخ ایران مدرن. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۹. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۱۲۶-۴.

جامعه ایران در دوران رضا شاه.

بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران.

اسناد علنی شده دولت آمریکا و تاریخ پهلوی.

تقوی، سید مصطفی، تبار رضاشاه، وبگاه مؤسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

رضا شاه. در مصاحب، غلامحسین (سرپرست)، دائرةالمعارف فارسی، صص ۱۵۸۷ تا ۱۵۸۹.

کیوان پهلوان، رضاشاه «از الشتر تا آلاشت»، آرون، ۹۲۰ صفحه، چاپ دوم، ۱۳۸۴، شابک ‎۹۶۴-۷۲۱۷-۶۷-۶

Religious minorities in Iran, Eliz Sanasarian, CambridgeUniversity Press, 2000

پدر و پسر؛ ناگفته‌ها از زندگی و روزگار پهلوی‌ها، محمود طلوعی.

ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، خاطرات حسین فردوست، موسسه اطلاعات و موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

تاریخ بیست ساله ایران، حسین مکی، جلد هفتم، انتشارات امیرکبیر.

خاطرات مهندس جعفر شريف‌امامي، طرح تاريخ شفاهي هاروارد.

پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی، ترجمه حسین ابوترابیان

اقتصاد سیاسی ایران، محمد علی همایون کاتوزیان، نشر مرکز

میروشنیکف. ایران در جنگ جهانی اول. ترجمهٔ ع. دخانیاتی. چاپ دوم. تهران:انتشارات فرزانه، ۱۳۵۷

احمد کسروی تبریزی. تاریخ مشروطهٔ ایران. انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. ۴۲۵.

بختیاری، خسرو خان. «خاطرات سردار ظفر». مجله وحید.

محمدقلی مجد- قحطی بزرگ در ایران ۱۹۱۷ - ۱۹۱۹ مترجم: معصومه جمشیدی

یکشنبه, 14 بهمن 1397 20:26

کارآمدی یک نظام

636822819868855496_Copy سیدحسین اکرمی

یکی از ابزارهایی که همواره دشمنان هر نظام برای پیشبرد اهداف خودشان در پیش می‌گیرند این است که تلاش می‌کنند با ناکارآمد جلو دادن و یا حتی ناکارآمد کردن یک نظام در عمل با ایجاد فشارهای اقتصادی و تبلیغاتی و سیاسی زمینه را برای تسلط بر افکار مردم کشورها و درنهایت تسلط بر حاکمیت آن‌ها فراهم کنند.

در این میان آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است وجود افراد ناراضی یا مخالف سیاست‌های یک حکومت در بدنه آن است که نقش پیاده‌نظام دشمن را ایفا می‌کنند؛ چراکه از نزدیک به شریان‌های اقتصادی و سیاسی یک کشور مرتبط هستند و با این حساب می‌توانند ضربات کاری‌تری بر پیکره آن نظام و مردمش وارد کنند؛ به‌خصوص که اگر به مافیای قدرت و ثروت هم وصل باشند و در آن نظام مسئولیتی هم داشته باشند.

بیشترین ضربه به‌نظام شاهنشاهی خود شاه و نزدیکان و عواملش زدند که یا فساد ایدئولوژیک و باورهای ضعیف دینی و فساد اقتصادی موجبات نارضایتی عمومی و مدنی را سطح جامعه افزایش دادند؛ بنابراین در نظام مقدس جمهوری اسلامی هر چه بتوانیم عوامل منفعت‌طلب و بی‌رحم و فاسد را از بدنه نظام حذف کنیم و افراد خدوم و شریف و مردمی و دردکشیده‌ای که زندگی معمولی و در حد طبقه متوسط و پایین جامعه رادارند جایگزین کنیم می‌توانیم روزبه‌روز به کارآمدی نظام بیفزاییم؛ در این صورت است که حتی اگر تمام دنیا علیه نابودی ایران بسیج شوند ولی وقتی مردم در عمل و سطح جامعه وزندگی مسئولان، ایمان و انسانیت و خدمت به مردم و عدالت و رفاه اجتماعی را ببینند در این صورت ما از قدرت لایزال مردمی بهره‌مند خواهیم بود؛ همان تکیه‌گاهی که امام خمینی کبیر توانست با فتح دل‌های آنان حکومت حق ولایی و شیعی را بنیان‌گذاری کند همان عاملی که برای بقای نظام هم ضروری است. پس هر چه می‌توانیم مردم‌دار و مردمی و خدوم مردم مسلمان باشیم. (1)


پی‌نوشت:

1) برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

 https://www.mehrnews.com/news/4225139/؛ دانش سیاسی سال یازدهم پاییز و زمستان 1394 شماره 2 (پیاپی 22)؛ صحیفه امام، ج 18، ص 27، 80 و 308؛ همچنین صحیفه امام، ج 19، ص 35، 257، 302 و 365 و نیز وصیت‌نامه حضرت امام (ره)؛ آقا بخشی، علی،  فرهنگ علوم سیاسی، تهران، انتشارات چاپار، 1379، ص 446؛ رفیع پور، فرامرز، توسعه و تضاد، ص 159 ـ 223؛ فصلنامه سیاست، مقاله 2، دوره 44، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 4.

download_13_Copy سیدحسین اکرمی

اینکه آیا اساساً امکان مقایسه میان انقلاب اسلامی ایران و انقلاب نبوی وجود دارد یا نه خودش بحثی مفصل می‌طلبد؛ چراکه موقعیت رسول گرامی ‌اسلام و جایگاه مقام ربوبی و دریافت مستقیم وحی از جانب پروردگار متعال و شرایط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مردم عرب و عجم در آن زمان قطعاً بازمان فعلی تفاوت‌های بنیادین دارد.

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم درزمانی ظهور کرد که قالب مردم غرق در جاهلیت و اشرافیت و بت‌پرستی بودند و ابتدا برنامه ویژه و تبلیغی خاصی را برای هدایت مردم به راه راست و عقاید حقه الهی در پیش گرفتند تا بعد از رسوخ ایمان و باور توحیدی در قلب‌های مردم، زمینه برای انقلابی بیرونی و تشکیل و پایه‌گذاری اساس حکومت عدل الهی - اسلامی فراهم شد؛ اما در مورد انقلاب اسلامی ایران آنچه به ذهن حقیر می‌رسد این است که بر اساس مشاهدات تاریخی شالوده و بنیان اعتقادی اسلامی ‌در قلب‌ها و جان مردم سالیان درازی وجود داشت و کشف حجاب‌های رضاخانی هم نتوانست مردم ایران را به جاهلیت برگرداند و دست از عقاید حقه اسلامی‌ بردارند و حتی برای حفظ عفاف و حجاب خود از رفتن به مدارس حکومت شاهنشاهی امتناع می‌ورزیدند.

سال‌ها دغدغه حکومتی اسلامی‌ و مردمی ‌و تربیت نسلی انسانی وایمانی در باورها و عقاید مردم وجود داشت ولی فقدان رهبری واحد و مجاهد و اسلام‌شناس که موردقبول همه باشد و نفوذ شیاطین بیگانه بر عناصر سست‌عنصر خوش‌گذران و ضعیف نگه‌داشتن مردم ازنظر سواد و علم مانع شکوفایی و عملی کردن راه پیامبران و امامان و حاکمیت معارف الهی و عدالت اجتماعی می‌شد. (1)


پی‌نوشت:

1) برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

الف) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بخش وظایف و اختیارات رهبری

ب) نهج‌البلاغه، خطبه 27

پ) نهج‌البلاغه، خطبه سوم

ت) انفال، آیه 62

ث) مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، نقش مردم در حکومت اسلامی، چاپ دوم، 1377

ج) یونس، آیه 32

چ) آل‌عمران، آیه 85

ح) واعظی، احمد، حکومت اسلامی (درس‌نامه اندیشه سیاسی اسلام)، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 81، صفحه 242

index_Copy سیدحسین اکرمی

می‌توان با یک بررسی کلی وجه شباهت‌هایی را میان انقلاب نبوی رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله وسلم و انقلاب ایران برشمرد.

هرچند که این دو انقلاب ازنظر زمانی و فرهنگ مردمی و موقعیت جغرافیایی و زبان و قومیت انقلابیون با یکدیگر تفاوت روشنی دارند؛ اما در یک سری مسائل اساسی وجه اشتراک‌هایی دارند که اگر در هر قوم و ملت دیگری این ویژگی‌ها یافت شود می‌توان گفت که آن‌ها هم خواهند توانست انقلابی اسلامی بر پایه عدل و تکریم مردم و معارف حقۀ الهی تشکیل بدهند.

وجود رهبری واحد عادل که جامعه را به‌طور عالمانه بر اساس موازین اعتقادی و دینی به سمت کمال و سعادت هدایت می‌کند و موردقبول عموم مردم است و تلاش دارد ادامه‌دهندۀ راه انبیاء و امامان علیهم‌السلام و مدافع حقوق مستضعفین است و در برابر استکبار و ظلم سر خَم نمی‌کند از ویژگی‌های اصلی‌ای است که می‌توان وجه اشتراک این دو انقلاب دانست. (1)


پی‌نوشت:

1) برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه نمایید:

صحیفه امام، جلد 9، صفحه 51؛ صحیفه امام، جلد 10، صفحه 480؛ صحیفه امام، جلد 14، صفحه  93؛ صحیفه امام، جلد 7، صفحه 54؛ صحیفه امام، جلد 16، صفحه 138

دوشنبه, 21 آبان 1397 21:18

نگاهی به قیام امام حسین (ع)

6333bf38038cfcc2f587d692fd7e080e_XL_Copy سیدحسین اکرمی

امام حسین علیه‌السلام به شهادت تاریخ به طائف و یمن و جاهای دیگه نامه نوشت نه به خاطر اینکه بگوید من را هیچ جا راه نمی‌دهند و از ترس جانم به کوفه‌ای می‌روم که ضمن نامه‌های فراوان به آن حضرت علیه‌السلام پناه بدهند، بلکه به خاطر اینکه بگوید من علیه حاکم ظالم خروج کردم و دارم میرم او را ساقط کنم و از شما در این مسیر یاوری می‌طلبم: هل من ناصر ینصرنی؟ از متن نامه امام علیه‌السلام به محمد حنفیه نیز همین برداشت می‌شود:

من خروج نكردم از برای تفريح و تفرج؛ و نه از برای استكبار و بلند منشی و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بيدادگری! بلكه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد صلی‌الله عليه وآله وسلم است؛ من می‌خواهم امربه‌معروف نمايم و نهی از منكر كنم و به سيره و سنت جدم و آئين و روش پدرم علی بن أبی طالب عليه السلام رفتار كنم. (1)

از این میان تنها مردم کوفه بودند که در نامه‌هایشان از قیام امام علیه‌السلام حمایت کردند و گفتند برای قیام علیه یزید آماده‌اند هرچند که بیشتر دوست داشتند بدون جنگ و خونریزی امام علیه‌السلام زمام امور مسلمین را به دست بگیرد و سرانجام در عمل به خاطر عواملی نظیر سست‌عنصری و عدم بصیرت و سیطره ظالمانه یزیدیان و تطمیع و تزویر و تهدید و کشتار سران و افراد تأثیرگذار امام علیه‌السلام را جوری محاصره کردند که نمی‌توانست جایی برود و مظلومانه در صحرای کربلا با عزیزترین کسان و نزدیکانش محاصره و قربانی شد و تن به حاکمیت فسق و بی‌عدالتی و بی‌دینی نداد و بر تارک تاریخ ثبت کرد که نباید حاکم فاسد و ظالم بر امور مسلمین مسلط شود و نباید تن به ذلت داد.

اگر قیام را به معنای عام بگیریم مانند قیام مردم ایران علیه شاه خائن که با دست‌خالی و بدون شمشیر و سلاحی بود، در این صورت عدم بیعت امام علیه‌السلام بایزید به معنای قیام علیه حاکم فاسد و ظالم است؛ اما اگر قیام به معنای طراحی و اقدام علیه دستگاه حاکم باشد، حسین بن علی علیه‌السلام چنین کاری نکرد؛ چراکه پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام، حسین بن علی علیه‌السلام بیش از ده سال، امامت شیعیان را در دوران معاویه بر عهده داشت اما پس از مرگ معاویه، این یزید بود که عوامل خود را به مدینه فرستاد تا به‌طور ویژه و غافلگیرانه امام حسین علیه‌السلام را وادار به بیعت کند؛ امام علیه‌السلام، تن به بیعت با حاکم ظالم و فاسق نمی‌دهد و در نتیجه امام علیه‌السلام از بیم حفظ جان خود با ترفندهایی از مدینه می‌گریزد و به مکه می‌رود ولی آنجا را هم از جان خود ایمنی نمی‌یابد و باوجوداینکه امام حسین علیه‌السلام به سبب نفوذ اجتماعی گسترده و همراهی یارانش، توان احتمالی مقابله با حمله یزید را داشت ولی حفظ حرمت حرم امن الهی را بالاتر از خونریزی می‌دانست و ازاین‌رو حج را نیمه‌کاره گذاشت و به سمت کوفه‌ای رفت که کورسویی از حمایت در آن وجود داشت هرچند که هر جای دیگری حتی از مکه هم خطرناک‌تر بود.

از جهت دیگری هم اگر به واقعه کربلا بنگریم متوجه می‌شویم که اساساً از ابتدا تا پایان آن مظلومیت سپاه امام علیه‌السلام را فراگرفته بود؛ چراکه اصلاً امام علیه‌السلام سپاه و لشکری نداشت و بیشتر همراهانش را اهل‌وعیال و فرزندانش تشکیل می‌دادند و در مقابل سپاه یزید شامل ده‌ها هزار مرد جنگی و چندین لشکر و سپاه بود. (2)


پی‌نوشت‌:
1) نفس المهموم، صفحه 45؛ ملحقات احقاق الحق، جلد 11، صفحه 602؛ مقتل الحسين (ع)، جلد 1، صفحه 188
2) برای مطالعه بیشتر به کتاب لهوف سید بن طاووس مراجعه نمایید.

دوشنبه, 07 آبان 1397 23:31

ازدواج متعه، سنتی نبوی

thumb_HamMihan20172554166782795014864630929594_Copy سیدحسین اکرمی

بحث کردن با آدم‌های متعصبی که اهل مطالعه نیستند و نه کتب و منابع علمای اهل سنت را قبول دارند و نه کتب علمای شیعه را فایده نداره و اتلاف عمر است و شما را به خیر و ما را به‌سلامت دین شما برای خودتان و دین من برای خودم «لکم دینکم و لی دین» (1)؛ استدلال منطقی آوردن توهین به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نیست بلکه تعصب بیجا و بدعت‌گذاری در دین است که توهین به آن بزرگوار و توهین به دین خدا محسوب میشه؛ یک روز با انکار ازدواج موقت و جایگزینی ازدواج مسیار و یک روز با انکار واقعه غدیر و یک روز با تحریم متعه حج و یک روز با تغییر دادن اذان و حذف «حی علی خیر العمل» و جایگزین کردن «الصلاة خیرٌ من النوم» و یک روز با تجویز سه طلاق در یک مجلس، نماز تراویح، جلوگیری از عقد موقت، چهارتکبیر در نماز میت.

به‌راستی می‌دانی چرا متفکر و اسلام‌شناس قرن معاصر جناب آقای تیجانی، شیعه را اهل سنت واقعی معرفی کرده؟

جوابش این است که شیعیان بیشتر از خود اهل سنت، به سنت پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم عمل می‌کنند؛ در کتاب «اهل سنت واقعی» ترجمه‌ای است از کتاب «الشیعة هم أهل السنة» از آقای دکتر تیجانی که پس از تحقیق به مذهب تشیع مشرف گشته است، به دنبال اثبات این نکته است که در میان مسلمانان فقط پیروان مذهب شیعه هستند که پیرو واقعی سنت پیامبرند نه اهل سنت که خود را به این نام نامیده‌اند!

بنابراین اونایی در دین محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم بدعت ایجاد می‌کنند دارند به آن حضرت توهین می‌کنند نه کسانی که واقعیت‌ها را می‌گویند.

آیه 24 سوره نساء هم ازدواج موقت را حلال دانسته و گفته اجرت و مهریه زنانی که صیغه و متعه می‌شوند را بپردازید و آیه دیگری نیامده که نسخش کرده باشه و این جناب عمر بوده که از پیش خودش بدعت‌گذاری کرده؛ هیچ کسی اجازه نداره قرآن را تحریف کنه و در آن بدعت ایجاد کنه؛ تعجب می‌کنم از کسانی که ادعا می‌کنند این‌همه قرآن می‌خوانند ولی یک کلمه تفسیر قرآن و معنای ق آن نمی‌خوانند تا قرآن را بهتر بفهمند.

صحیح بخاری از علمای طراز اول سنی دراین‌باره می‌گوید: عمران بن حصین نقل می‌کند که هنگامی‌که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد ما همراه رسول خدا بودیم و بدان عمل می‌کردیم و از قرآن چیزی نازل نشد که آن را تحریم کند و پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم تا زنده بود از آن نهی نکرد و بعد از پیامبر مردی (مراد خلیفه دوم است) به نظر و رأی شخص خود چیزی گفت. (2)

قوشجی عالم بزرگ اهل سنت و بخاری راوی و معتمدترین راوی اهل سنت اعتراف می‌کنند که این تحریم مربوط به خلیفه دوم است نه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم و وقتی چنین باشد قول خلیفه دوم در مقابل دستور خداوند و سنت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم حجیت و ارزش تبعیت ندارد. (1)

مطابق آیه سوم سوره تحریم، پیامبر اسلام با زنی به نام "حره " ازدواج موقت داشتند؛ به تفسیر آیه سوم سوره تحریم مراجعه کنید.


پی‌نوشت:
1) کافرون، آیه 6
2) صحیح بخاری، جلد 6، صفحه 37، قسم التفسیر، ذیل آیه 196 سوره بقره

چهارشنبه, 11 مهر 1397 13:22

هفتاد و سومین یار

D1736465T14619650webb_Copy سیدحسین اکرمی

هفتاد و سومین یار...

نشان به آن نشان که پارسال همین موقع‌ها مُحسن حججی «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» را از ته دل خواست و امسال شد یارِ هفتاد و سومِ امام عاشورا؛ روضه‌خوان‌ها یک عادت خوبی دارند، اولِ مجلس دل‌ها را آماده می‌کنند برای ذکر مصیبت تا اگر دلی غریبی می‌کند باحال و هوای روضه تا اگر چشمی هنوز مَحرَمِ مُحرّم نشده است، سربه‌راه شود؛ حالا چند سالی است که این عادتِ روضه‌خوان‌ها سرایت کرده است به صداوسیما، به رسانه، به مولتی‌مدیا!

دهه هفتاد با روایتِ فتحِ سید مرتضی دل‌ها را می‌بُردند کربلای ایران. آنجا که هم قاسم و اکبر داشت، هم حبیب و اصغر (علیهم‌السلام). بعدش هم با نوحه‌ مرحوم کوثری در جماران، از کربلای ایران پُل می‌زدند به عاشورای امام حسین (علیه‌السلام)؛ اواخر دهه‌ هفتاد، روزِ واقعه شهرام اسدی گُل کرد و شد پای ثابتِ کنداکتور تاسوعا و عاشورای آن سال‌ها؛ حالا خیلی‌ها خاطره دارند با عبدالله نصرانیِ روز واقعه؛ حالا خیلی‌ها سال‌به‌سال منتظر می‌مانند که شب عاشورایی، ظهر تاسوعایی، دکمه‌های کنترل را آن‌قدر بالا و پایین کنند تا برسند به این فیلم؛ تا پا به‌پای عبدالله، پریشان و آشفته بگردند دنبال صاحب‌صدایی که به یاری می‌خواندَش؛ برسند به آنجا که عبدالله از دلیل مسلمانی‌اش می‌گوید، از حقیقتی که روی نیزه دیده است؛ بعد که حالِ دلشان خوب شد، از ته دل «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» بگویند و حسرتِ بودن در روز عاشورا را بخورند.

حسرتِ بودن در روز عاشورا، حسرت بزرگی است، به وسعت تمامِ تاریخ، به وسعت تمام چشم‌هایی که در روضه، کنار منبر، پای سکانس فیلم و سریال‌های عاشورایی، تر شده‌اند؛ حسرت تمام آدم‌هایی که از ظهر روز دهم به بعد، تمام حرف دلشان ختم شده است به این شعر: «ای که مرا خوانده‌ای! راه‌نشانم بده»

آرزوی بزرگی است اما دست‌یافتنی است؛ نشان به آن نشان که پارسال همین وقت‌ها، جوانی انتهایِ دل‌گویه‌هایش به حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) نوشت: ای که مرا خوانده‌ای! راه‌نشانم بده و حالا پیکر بی‌سرش شده است عزیزدردانه، شده ‌است راهگشای یک ملت؛ نشان به آن نشان که پارسال همین وقت‌ها جوانِ نجف‌آبادی از حضرتِ یار، شهادت خواست و حالا شهادتش سوزناک‌ترین روضه‌ مادرها است؛ نشان به آن نشان که پارسال همین موقع‌ها مُحسن حججی «یا لَیتَنی کُنّا مَعک» را از ته دل خواست و امسال شد هفتاد و سومین یار امام عاشورا؛ روضه‌خوان‌ها یک عادت خوبی دارند، اولِ مجلس دل‌ها را آماده می‌کنند برای ذکر مصیبت؛ تا اگر دلی غریبی می‌کند باحال و هوای روضه تا اگر چشمی هنوز مَحرَمِ مُحرّم نشده است، سربه‌راه شود؛
امسال روضه‌خوان با سردار بی‌سرش ما را مَحرمِ محرّم کرد؛ با مُحسن حججی آماده‌ شدیم برای ذکر مصیبت.

 

چهارشنبه, 11 مهر 1397 13:02

قرآن کریم و نام امام علی (ع)

_Copy سیدحسین اکرمی

شبهه: شما شیعه‌ها این‌همه ادعا می‌کنید که امام علی بر حق بوده و خدا و پیامبر او را به خلافت و ولایت بر مسلمین برگزیده اگه اینجوریه چرا در قرآن اسم آن حضرت نیامده و آیه‌ای از قرآن دربارۀ او نازل نشده است؟

 

پاسخ:

1) خب اینکه اسم امام علی (علیه‌السلام) در قرآن نیامده دلیل نمیشه که و اساساً قرار نیست اسم همه اولیای خدا و انبیاء و امامان در قرآن بیاد؛ خداوند صدوبیست و چهار هزار پیامبر و وصی فرستاده و از این میان تنها نام تعداد قلیلی از انبیا آمده است. (1)

2) خب برفرض که اسم امام علی (علیه‌السلام) در قرآن نیامده ولی اسم خلفای دیگه هم نیومده؛ آیا اسم جناب ابوبکر و عمر و عثمان یا حتی معاویه و یزید آمده مگه؟

3) اسم امام علی (علیه‌السلام) هرچند که به‌طور مستقیم نیامده باشد ولی آیاتی از قرآن هست که به‌طورکلی وظیفه مسلمین را مشخص کرده و ولیّ و سرپرست مسلمین را خدا و رسول و کسانی که ایمان آورده و در حال نماز زکات می‌دهند که به اتفاق شیعه و اهل تسنن در شأن امام علی (علیه‌السلام) نازل‌شده که در مسجد در وسط نماز انگشتری به سائل می‌دهد؛ (2) در آیه آخر سوره حمد می‌خوانیم: خدایا ما را به راه کسانی که به آن‌ها نعمت داده‌ای و مورد غضب واقع نشدند و گمراهان نیستند هدایت کن خب این کسانی که انعمت علیهم هستند و غیرالمغصوبین هستند و جزء ضالین نیستند، مصداقش چه کسانی هستند؟ آیا مصداقش جز علی و اهل‌بیت رسول خدا هستند؟

4) یکی از جلوه‌های اعجاز قرآن را می‌توان همین دانست که برای اینکه از دستبرد تحریف مصون بماند و مخالفین در قرآن دست نبرند و اسم دیگری را به‌جای آن ننویسند لذا نام آن حضرت در قرآن نیامده است؛ البته ممکن است برخی بگویند که خب خدایی که قرآن را نازل کرده، همون خدا هم قرآن را می‌توانسته به هر شکل ممکن از دستبرد تحریف حفظ کند (3) که در پاسخ به این شبهه هم می‌توان دلایل مختلفی آورد؛ ازجمله اینکه یکی از راه‌های حفظ قرآن از تحریف از همین اسباب عادی است؛ اما با تمام این حرف‌وحدیث‌ها من می‌خواهم ادعای بالاتری بیاورم و پاسخ مستقیمی به این شبهه بدهم و آن اینکه نام امام علی (علیه‌السلام) در چند جای قرآن آمده و به‌عنوان‌مثال می‌توان آیه 50 سوره مریم و آیه 4 سوره زخرف را بیان نمود که باوجوداینکه بیشتر مفسران کلمه «علی» را در این آیات به معنای استوار و مانند این‌ها گرفته‌اند؛ اما در میان مفسران شیعه به این مطلب نیز تصریح‌شده که با توجه به اینکه قرآن چند بطن دارد و تا هفت یا هفتاد بطن نیز برای آن ذکرشده منظور شخص امام علی (علیه‌السلام) است که حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) از خداوند خواست در قرون بعدی، کسى را مبعوث کند که به دعوت وى قیام نماید، مردم را به کیش و ملت او که همان دین توحید است دعوت نماید و این لسان صدق همان پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم)، علی (علیه‌السلام) و دیگر امامان (علیه‌السلام) هستند؛ درعین‌حال، برخی از اهل سنت نیز شبیه چنین معنایی را برای آیه بیان کرده‌اند، با این تفاوت که آن‌ها تنها پیامبر اسلام را نام‌برده‌اند و دیگر اسمی از امام علی (علیه‌السلام) و دیگر ائمه نیاورده‌اند و گفته‌اند: منظور از لسان صدق، پیامبر اسلام است که با برپایی اسلام و پرستش خداوند نام و اعتقاد ابراهیم را زنده نگه داشت. (4)


پی‌نوشت‌:

1) بحار الأنوار، جلد 11، صفحه 30، حدیث 21
2) مائده، آیه 55
3) اشاره به سوره حجر، آیه 9
4) بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التاویل، تحقیق: المرعشلی‏، محمد عبدالرحمن، جلد 4، صفحه 142، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1418 ق؛ فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، جلد 24، صفحه 516، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420 ق؛ نیشابوری، محمود بن ابوالحسن، ایجاز البیان عن معانی القرآن، تحقیق: القاسمی‏، دکتر حنیف بن حسن، جلد 2، صفحه 623، دار الغرب الاسلامی، بیروت، چاپ اول، 1415 ق

سه شنبه, 06 شهریور 1397 23:22

خواستگاری به سبک زندگی صحیح

30db40cf01a34d63904dfe1c0c920083_XL_Copy سیدحسین اکرمی

یکی از رموز موفقیت در ازدواج و انتخاب همسر مناسب و متناسب این است که یک سری مسائل اصولی از قبیل تدین و دین‌داری و اصالت خانوادگی و اخلاق را مدنظر قرار دهیم اما یک سری مسائل جزئی تجربی هست که در اثر تجربه به دست می‌آید و بی‌توجهی به آن‌ها ممکنه حتی گاهی به یک معضل بزرگ بعد ازدواج تبدیل بشه وزندگی ما را جهنم کنه آن‌چنان‌که برخی افراد دوروبرمان را می‌بینیم که با اختلافات و مشکلات در زندگی مشترکشان مواجه شده‌اند که به جدایی یا طلاق عاطفی و عدم آرامش منجر شده است.

بنابراین در موقع خواستگاری چند مسئله مهم را مدنظر داشته باشید تا بعدش گرفتار نشید:

1) طرز فکر و الگوی طرف در زندگی

2) گرم‌مزاجی و سردمزاجی

3) اصول و نحوه تربیت و رشد بچه و تعداد بچه و مانند این‌ها

امروزه تفاوت مزاج‌ها موجب اختلافات دامنه‌دار در زندگی زناشویی شده مثلاً مردی گرم‌مزاج است ولی زنش کلاً سرد است و میل جنسی ضعیفی داره و حتی چندش و حال تهوع نسبت به مسائل جنسی داره و حتی شب‌ها تنها خوابیدن در گوشه اتاق یا جلوی تلویزیون را به همخوابی با شوهرش ترجیح میده به‌جای اینکه در آغوش همسرش بخوابه یا بالعکس می‌بینی زن تمایل زیادی داره و هر دو سه روز یک‌بار ابراز تمایل میکنه ولی مرد کلاً سرده و هفته‌ای یک‌بار یا دو هفته یک‌بار هم حال شو نداره.

تبلیغات وسیع به‌سوی زایمان سه زارین که امروزه بدون هیچ عذر موجهی دختران سالم روی به سه زارین که نوعی جراحی است و ازنظر جسمی و روحی و ظاهری باعث بدریخت و زشت شدن بدن زن و آسیب‌های عفونی و روحی و ذهنی به زن و بچه به دنیا اومده از این طریق می‌شود و باعث کم شدن علاقه شوهر به بدن زنش میشه ولی متأسفانه آن‌قدر تبلیغ‌شده که از قبل ازدواج، دختران به فکر زایمان سه زارین هستند و نوعی ترس کاذب در ذهنشون نسبت به زایمان طبیعی وجود داره که متدینین باید توجه ویژه قبل ازدواج به این موضوعات داشته باشند تا بعداً گرفتار نشوند.

از بدو تولد می‌بینی به‌جای تقویت خود و شیر مادر، به فکر غذاهای صنعتی مثل شیر خشک و سرلاک و این‌جور چیزا هستن که باعث مشکلات گوارشی و عفونی و کندذهنی و پوکی استخوان در کودکان میشه و گاهی تا سال‌ها گریبان گیر بچه‌ها میشه و قبل از رسیدن به دوسالگی برخلاف فرموده قرآن با فرمول‌ها و پروژه‌های مختلف و زدن داروهای شیمیایی تلخ به سینه و دور کردن بچه از سینه مادر با ترفندهای خاله‌زنکی و بدون مطالعه و بی‌اطلاع از فرامین اسلامی که حتی برای توالت رفتن ما آداب و مستحبات و واجبات و محرماتی وضع‌شده تا چه برسه به مسئله مهم بچه‌داری و تغذیه و آداب شیر دادن و (فلینظر الإنسان الی طعامه) (1) و... . نوعی مد شده و کلاس می‌ذارند و افتخار می‌کنند که با ترفندهای مختلف توانسته‌اند نوزاد را در سنین زیر دوسالگی از شیر بگیرند.

سرگرم کردن بچه از یک‌سالگی با ترانه‌ها و آوازها و برنامه کودک‌های غربی که از شبکه پویا هم پخش می‌شه و مروج الگوهای بی‌حجابی و سوپرمن‌های تخیّلی است به‌جای الگو قرار گرفتن صوت قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام و جوانمردان ایرانی و اسلامی و الگوهایی چون حضرت ابوالفضل و قاسم علیهماالسلام و علمای فاضل و فرماندهان رشید ایران اسلامی.

ترویج استقلال مالی زنان باهدف دور کردن آنان از امر خطیر همسرداری و خانه‌داری و تربیت فرزند و واردکردن آنان در جامعه پر از نامحرم و گذراندن بیشتر اوقات زنان در خارج از خانه و اهمیت ندادن به امورات منزل و همسر و فرزند که نافرمانی از شوهر و اختلافات در اداره امور خانه را به دنبال دارد.

همه این‌ها و مواردی دیگر که شما بیشتر از من اطلاع دارید همگی به دنبال تغییر سبک زندگی اسلامی و سنتی ما به سمت اضمحلال بنیان خانواده و جامعه با پرورش نسلی بیمار و مریض و گمراه است.


پی‌نوشت‌:

1) عبس، آیه 24

سه شنبه, 06 شهریور 1397 23:00

شیر مادر یا شیر خشک

626f6146f59d48b5efdf954f07d3a06c_XL_Copy سیدحسین اکرمی

پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمودند: بهترین غذا برای کودک شیر مادر است؛(1) اما کسانی که فاقد فرهنگ اسلامی هستند الگویشان در غذا و لباس فقط اروپاست و مد شده با تلقین اینکه شیر مادر قوی نیست محصولات شیمیایی خودشون را به فروش برسانند که منجر به پوکی استخوان و بیماری‌های عفونی و شروع خرابی دندان‌ها در سنین کودکی و کندذهنی و نسلی ضعیف الجسم و ضعیف الذهن را به دنبال خواهد داشت. خوب چرا تبلیغ نمی‌کنند که به فرموده قرآن به حضرت مریم (سلام‌الله علیها) عمل کنند که سفارش شد بعد وضع حمل حضرت عیسی مرتب خرما از درخت بکند و بخورد؟ چرا سواد خودمان را در استفاده از کتاب و فضای مجازی بالا نمی‌بریم؟ این‌همه سایت و کانال و شبکه اجتماعی مفید راجع به تغذیه صحیح کودک و نوزاد و مضرات شیر خشک و غذاهای صنعتی و فواید شیر مادر و اولویت آن در معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وجود دارد که به‌جای درس گرفتن از آن‌ها مظلومانه به گوشه‌‌ای رها کرده‌ایم و مرجع و منبع دریافت اطلاعات اولیه‌مان شده چند تا کانال و شبکه فاسد و یهودی و بهایی که دلشان جز برای نابودی نسل شیعه نمی‌تپد. به‌جای هدایت مادران به‌سوی خرما و انجیر و زیتون و انار و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون و شیر و لبنیات طبیعی که درآیات و روایات مختلف حتی به نام آن‌ها اشاره‌شده، ما را به‌سوی شیر پاستوریزه و شیر خشک و روغن‌های نفتی سوق می‌دهند و مغازه‌ها و داروخانه‌های ما پر است از محصولات غربی و ترا ریخته و فراوری‌شده و صنعتی که دشمن جان و روان بشر امروزی است و بعدشم برای تکمیل پروژه ننگین غیرانسانی‌شان و توجیه افکاری که بهره ناچیزی از معارف قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام برده‌اند، ندای عدم قوّت شیر مادران را سر می‌دهند؟

خوب اگر هم شیر مادران امروزی قوت ندارد چرا از سویق و سرلاک اسلامی حاوی گندم و جو و پودر سنجد و جوانه گندم و خرمای تازه و دست‌اول که در بازار موجود است و یا از انار و سیب و زیتون و روغن ارده کنجد و روغن‌زیتون مادران وزنان و بچه‌های ما تغذیه نمی‌کنند؟ آیا اسلام فقط نماز و روزه است یا اینکه باید سبک زندگی ما در تمام عرصه‌ها اسلامی باشد؟ آیا ننگ نیست که اسلامی را تبلیغ کنیم که برای توالت رفتن آدمی برنامه و آداب و واجبات و مستحبات دارد ولی برای تغذیه و سلامت جسم و روان ما برنامه و دستوری نداشته باشد؟ به‌راستی چرا این‌قدر از معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) زاویه‌مان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و به‌راستی داریم به کجا می‌رویم آیا این است آن سبک زندگی اسلامی که می‌خواهیم نسل‌های آینده ضعیف و مفلوک و تنبل و مریض و بیمار و کسل و دارای ضعف اعصاب و روان و مشکلات گوارشی و سوءتغذیه و کندذهن به جهان اسلام تحویل بدهیم؟ آیا وقت آن نرسیده که علمای اعلام و اسلام‌شناس وارد عرصه بشوند و میدان را از دست یک عدّه غرب‌زده مدعی تمدّن جاهلانه و غرب نجات بدهند؟


پی‌نوشت:

1) مستدرک الوسائل، جلد 15

2) بقره، آیه 233؛ این آیه به اعتباری، مهم‌ترین آیه در خصوص شیر مادر است؛ احقاف، آیه 15؛ لقمان، آیه 14

 

صفحه1 از8
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.