مرسلون

روح الله پیله ور عبادی

روح الله پیله ور عبادی

چهارشنبه, 22 اسفند 1397 23:35

جامعیت قرآن

62431 روح الله پیله ور عبادی

آیا همه علوم در ظاهر قرآن وجود دارد؟

اینکه آیا همه علوم با جزئیات در ظاهر قرآن ذکرشده است؛ دو قول عمده وجود دارد.

قول اول:

بله وجود دارد؛ قائلین به این قول به آیاتی از قرآن استناد کرده‌اند:

1) وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ (1)

2) تبیانا لکل شیء (2)

3) ما فرطنا فی الکتاب من شیء (3)

این‌ها می‌گویند در قرآن ذکرشده و اگر نیافتیم از قصور ماست نه عدم ذکرش در قرآن.

قائلین این قول اشخاصی چون سیوطی (4) و غزالی (5) این اشخاص خود را به تکلف انداخته‌اند و آیاتی را شاهد برخی مسائل و موضوعات علوم ذکر کرده‌اند؛ مثلاً در مورد ریاضی، آیه 47 سوره انبیا در مورد علم میکروب‌شناسی و ماشین‌سازی به آیه 8 سوره نحل، در علم شیمی به آیه 260 بقره، در علم طب به آیه 80 شعرا، در علم هندسه به آیه 15 غافر استناد کرده‌اند.

قول دوم:

قرآن کتاب هدایت و ارشاد معنوی و ضامن سعادت ابدی است لذا در قرآن از هدایت و رشد چیزی کم نگذاشته است. ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم در ظاهر (نه بطون) کتاب انسان‌ساز که کتاب رشد و هدایت است؛ همه معادلات شیمی و ریاضی و فیزیک ذکر شود؛ این انتظار بی‌جایی است و معلوم است که این کتاب را نشناخته‌ایم؛ قرآن کتاب دایره المعارف نیست که همه علوم را با جزئیات ذکر کند و کتاب تاریخ و فیزیک و شیمی و ریاضی و طب هم نیست؛ بلکه کتاب هدایت و در مسیر هدایت هیچ کم نگذاشته و همه‌چیز را در این راستا بیان کرده است؛ ولى با توجه به اين نكته كه قرآن يك كتاب تربيت و انسان‌سازى است كه براى تكامل فرد و جامعه در همه جنبه‌های معنوى و مادى نازل‌شده است روشن می‌شود كه منظور از همه‌چیز، تمام امورى است كه براى پيمودن اين راه لازم است، هدف اصلى و نهايى قرآن را تشكيل می‌دهد، همان مسئله انسان‌سازى است و در اين زمينه چيزى را فروگذار نكرده است. (6)

دقت نمایید بحث در ذکر این مسائل در ظاهر قرآن است نه باطن قرآن و طبق روایات قرآن تا هفتاد بطن دارد (که برای غیر معصوم علیهم‌السلام دسترسی بر آن نیست)؛ (7) البته ما منکر علم اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ به همه علوم و علم ما کان و مایکون؛ نیستیم بلکه معتقدیم که آن‌ها عالم به هر علم و دانشی بوده‌اند و این ربطی به ذکر همه علوم در ظاهر قرآن ندارد.


پی‌نوشت:
1) انعام، آیه 59
2) نحل، آیه 89
3) انعام، آیه 38
4) در الاتقان، جلد 4، صفحه 38
5) در احیاءالعلوم، جلد 1، صفحه 289
6) الميزان فی تفسير القرآن، جلد ‏12، صفحه 325
7) تفسير الصافی، جلد ‏1، صفحه 59

چهارشنبه, 22 اسفند 1397 23:54

تبلیغ همگانی دین

download_Cop76y روح الله پیله ور عبادی

آیا همه ما وظیفه تبلیغ دین راداریم؟

اگر جنس مرغوب و خوبی بخریم و از آن بهترین استفاده بکنیم و یا غذای لذیذی باشد؛ حتماً این رضایت خود را به عزیزان و دوستان خود اعلام کرده و آدرس آن مغازه و فروشگاه و غذاخوری را به آن‌ها می‌دهیم؛ تا آن‌ها نیز استفاده نمایند و از این لذت و خوشی و رفاه مستفیض شوند؛ این در مورد مور دنیای زودگذر هست و ما برندهای معتبر و جنس‌های مرغوب را به عزیزان خود تبلیغ می‌کنیم.

تبلیغ به معنای رسانیدن عقاید دینی یا غیر آن‌ها با وسایل ممکنه و کشاندن افراد به راهی است که تبلیغ‌کننده قصد دارد؛ چگونه در مورد سعادت دنیا و آخرت و رستگاری ابدی چنین نباشیم و مبلغ دین مبین اسلام که دین مرغوب و جامع و کامل بوده و پاسخگوی همه نیازهای روحی، عاطفی، دنیوی و اخروی ماست؛ ازاین‌رو باید همه ما مبلغ دین و مذهب حقه باشیم و آنچه از حق و حقیقت یافته‌ایم؛ را تبلیغ نماییم؛ و تبلیغ فقط وظیفه عالمان دینی نیست؛ و هرکس به مقدار بهره‌ای که از دین دارد، مبلغ آن می‌شود.

پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمودند: بلّغوا عنى و لو آية (1) مبلغ دین من باشید و از من به دیگران و لو یک آیه را تبلیغ نمایید.

و نمونه قرآنی مبلغ عوام که پیامبر صلی‌الله علیه وآله و عالم و دانشمند و روحانی نبود

دینَ حق: حبیب نجار هست که وقتی حق را یافت مبلغ حق شد و تا پای جان و شهادت پیش رفت و حتی در برزخ نیز خیرخواهی قوم خود کرد؛ ازاین‌رو خدا از او و عملکرد او تجلیل کرده و به‌عنوان یک الگوی مبلغ عوام‌الناس؛ در قرآن معرفی فرموده است. (2)


پی‌نوشت:
1) مجمع البحرين، جلد ‏1، صفحه 40
2) یس، آیه 26

پنج شنبه, 23 اسفند 1397 00:27

افضلیت علما

987543 روح الله پیله ور عبادی
آیا علمای شیعه، افضل از پیامبران بنی‌اسرائیل هستند؟

طبق حدیثی که پیامبر خاتم صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمودند: علماء امتی أفضل من انبیاء بنی‌اسرائیل (1): علماء امت من افضل و برتر از پیامبران بنی‌اسرائیل هستند.

البته برخی نسخه‌ها تعبیر (کانبیاء بنی‌اسرائیل) دارد (2)

پاسخ روشن می‌شود و می‌توان گفت که این مطلب مورد تائید احادیث معصومین علیهم‌السلام است؛ اما چند نکته دراین‌بین وجود دارد:

اول اینکه: مراد از علما کیستند؟

دوم اینکه: وجه توجیه این افضلیت چیست؟

اما مطلب اول اینکه قدر متیقن از علما در این حدیث اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌باشند و قطعاً اهل‌بیت علیهم‌السلام که امیر مؤمنان علیه‌السلام و فرزندان معصوم ایشان که ائمه اثنی عشر علیهم‌السلام ما می‌باشند، افضل از پیامبران می‌باشند؛ اما اینکه آیا علما و فقهای شیعه که (صائنا لنفسه و مخالفا لهواه و مطیعا لامر مولاه) بوده و هستند؛ آیا شامل این افضلیت هستند؟

به نظر ما هستند و اطلاق این حدیث "علماء" شامل آن‌ها نیز می‌شود. اما وجه توجیه این افضلیت:

اگر اهل‌بیت علیهم‌السلام معصوم، باشند که حرفی در آن نیست و در جای خود ثابت‌شده که چنین می‌باشند؛ چراکه از پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم بلکه جان پیامبر صلی‌الله علیه وآله بوده‌اند. (3)

اما علمای ربانی شیعه نیز به نظر ما بالا و افضل هستند؛ چراکه متصل به اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده و به مقام معیت با ایشان رسیده‌اند و با همرنگ شدن و همراهی و ذوب شدن در ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌تصریح خود اهل‌بیت علیهم‌السلام به درجه ایشان رسیده و با ایشان هم‌درجه خواهند بود و چون اهل‌بیت علیهم‌السلام برتر از انبیاء هستند پس ایشان هم بااتصال به اهل‌بیت علیهم‌السلام بالا رفته و برتر از پیامبران می‌شوند.

روایت از ميثم (رضى) است كه امير مؤمنان علیه‌السلام مرا خواست و فرمود: اى ميثم چگونه باشى چون بى‏پدر بنى اميه عبیدالله بن زياد تو را بخواند كه از من بیزاری‌جویی؟

من گفتم: به خدا از تو بيزارى نخواهم جست يا امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: در اين صورت به خدا تو را می‌کشد و بدار می‌کشد، گفتم: صبر می‌کنم اين درراه خدا كم است فرمود: در اين صورت تو همراه منى در درجه‏ام. (4)

دختر رشید هجری گوید به پدرم گفت شما چقدر تلاش و مجاهدت درراه حق‌دارید؟ گفت: کسانی خواهند آمد که افضل از ما باشند. (5)

روى أحمد بن حنبل فی «مسنده» أن النبی صلى اللّه عليه وآله وسلم أخذ بيد الحسن و الحسين و قال: من أحبنی و أحب هذين و أباهما و أمهما كان معی فی درجتی يوم القيامة. (6)

درنتیجه و لو چه‌بسا ازنظر سندی، سند قابل دفاعی نداشته باشد لکن مشکل دلالی ندارد؛ و قابل توجیه بوده و با توجه به اصول و مبانی شیعه، قابل‌طرح و حل می‌باشد و برای همین از مرگ عالمی؛ ابلیس و شیاطین بسیار خوشحال می‌شوند.


پی‌نوشت:
1) كتاب المزار، مناسك المزار (للمفيد)، صفحه 6
2) تحرير الأحكام، جلد 1، صفحه 3؛ عوالی اللئالی العزيزية فی الأحاديث الدينية، جلد ‏4، صفحه 77
3) آل‌عمران، آیه 61؛ كامل الزيارات، صفحه 52
4) رجال الكشی، جلد ‏1، صفحه 296؛ الهداية الكبرى، صفحه 133
5) الإختصاص، صفحه 78
6) مسند أحمد، جلد 1، صفحه 77؛ فضائل الصحابة، لأحمد، جلد 2، صفحه 863، حدیث 1185؛ زوائد عبد اللّه بن أحمد، 420، حدیث 203؛ سنن الترمذی، جلد 5، صفحه 599- 600، حدیث 3733؛ المعجم الكبير، جلد 3، صفحه 50، حدیث 2654

پنج شنبه, 23 اسفند 1397 00:41

بهشت کافر

-1_Copy روح الله پیله ور عبادی

چرا افراد کافر و بی‌دین دنیا خوبی دارند و وضع مالی مناسبی دارند؟

ما در دنیایی که زندگی می‌کنیم محل اجتماع افراد مختلف با آراء و عقاید و سلایق متفاوت می‌باشد، می‌بینیم در یک‌خانه چند فرزندی که کاملاً در شرایط ظاهری یکسان هستند، لیکن در عقاید و سلایق متفاوت بوده و گاهی صددرصد مخالف و معارض هم می‌باشند.

در این میان مؤمنین به خدا و پیامبران و اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز کنار افراد دیگر زندگی می‌کنند و بالطبع داشته‌های خود را با آن‌ها مقایسه می‌نمایند؛ باوجود ابزار و وسایل ارتباط‌جمعی قوی، امروزه این مقایسه شدت یافته است؛ خب مقایسه در داشته‌های ظاهری چون ظاهری هستند و محسوس، بیشتر است.

یک مؤمن وقتی رفاه حال برخی (نه همه) غیرمؤمن را می‌بیند چه‌بسا متمایل به آن شود؛ همین اشتباهی که مردم زمان قارون مرتکب شدند و با دیدن تمکن و تمول مالی او آرزو و داشتن ثروت او را کردند و فکر می‌کردند که او موفق‌تر و خوشبخت‌تر است و گویی مدار حق بودن تمکن مالی است و هر کس زیاد داشت، حرف و رفتار و کردار و باورهایش حق است؟!

يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُون‏ (1)

لکن این آرزو را از طرف افراد بی‌معرفت یا کم معرفت مطرح می‌شود کسانی که مؤمن هستند می‌دانند که دنیا برای آن‌ها محل مسابقه و امتحان و سختی و دویدن و عرق ریختن هست. (2)

به تعبیر قرآن دنیا ممر و گذرگاه و متاع زودگذر است. (3)

به تعبیر روایات دنیا قنطره و پل است دنیا برای مؤمن زندان است. (4)

معنا ندارد که در زندان انتظار بهترین غذا و آسایش و رفاه را داشته باشیم، مؤمن آخرت و بهشت را دارد و دنیا برایش سخت می‌گذرد لکن دقت نمایید برای همه کافران و بی‌دین‌ها هم دنیا گل‌وبلبل نیست چقدر از بی‌دین‌ها در سختی و عذاب دنیا هستند و درواقع خسر الدنیا و الاخره می‌باشند؛ پس مؤمن در دنیا شانس آسایش را دارد و می‌تواند مثل سلیمان نبی و یوسف پیامبر علیهماالسلام آسایش دنیا را داشته باشد و این برای او 50-50 است. همان‌طور که داشتن آسایش دنیا برای کافر هم 50-50 است؛ لکن مؤمن آخرت را قطعاً دارد ولی کافر آخرت را قطعاً ندارد.

پس به‌طورکلی؛ در دنیا مؤمن مثل کافر است و برخی مؤمنین دنیا رادارند برخی ندارند مثل کفار ولی در آخرت مؤمن منفرد است و بهشت برای کافر جایی ندارد؛ پس باید دقت کرد معامله کردن باخدا و مؤمن بوده دو سر بُرد است نه باخت؛ چون آخرتش صددرصدی و دنیایش 50-50 است ولی کافر دنیایش معلوم نیست تأمین شود ولی آخرتی ندارد، دقت نمایید به این آیه کریمه که جواب سؤال مذکور را خداداده است:

وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ (5): اگرنه آن بود كه [همه‏] مردم [در انكار خدا] امتى واحد گردند، قطعاً براى خانه‌های آنان كه به [خداى‏] رحمان كفر می‌ورزیدند، سقف‌ها و نردبان‌هایی از نقره كه بر آن‌ها بالا روند قرار می‌دادیم.

یعنی کافر دنیا بهشتش است و چون هیچ آخرتی ندارد همه خواسته‌های مادی دنیوی او اجابت می‌شود ولی مؤمن چون بهشت را دارد لذا دنیای چندروزه او سخت‌تر می‌گذرد.


پی‌نوشت:
1) قصص، آیه 79
2) انبیا، آیه 35؛ محمد، آیه 31؛ مائده، آیه 48
3) آل‌عمران، آیه 197
4) الكافی، جلد ‏2، صفحه 250
5) زخرف، آیه 33

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 07:13

سازگاری زن و مرد

هرچقدر هم که بگردی و هر جا که بروی، زن و مرد باید باهم دیگر بسازند، منظورم این است که هرچقدر هم که همتا و کفو هم باشید و یا حتی اگر تمام ملاک‌های هم دیگر را تأمین کنید (که البته این نشدنی است) ولی بازهم سازگاری اولین حرف را می‌زند، چون اصلاً این دو موجود جوری آفریده‌شده‌اند که نسبت به هم پر از تناقض و فرق هستند؛ اصلاً بنا بر این است که زوجین با همین تناقض‌ها بسازند و صبر و حوصله به خرج دهند تا به آنجا که باید، برسند؛ یکی از عواملی که باعث خوشوقتی انسان می‌شود، این است که زوجش با او سازگار و به قول خودمان بساز باشد. (1)


پی‌نوشت:
1) الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان‌شناسی مثبت‌گرا، صفحه 274

 

یکشنبه, 30 ارديبهشت 1397 06:59

مهارت متفاوت بودنِ ارزشی

متفاوت بودن همیشه هزینه دارد و وقتی تو برخلاف مسیر آب شنا می‌کنی ولو حرکت تو کاملاً منطقی و بر اساس اصول و ضوابط نیز باشد؛ مورد تمسخر و فحش و استهزاء قرارگرفته و سنگ خواهی خورد؛ مهم این است که شجاعت تفاوت و تغییر ارزشی را داشته باشی؛ مهم این است که بدانی راهی که می‌روی راست و مستقیم است؛ مهم این است که ایمان به هدف و راه و وسیله‌ات داشته باشی؛ اگر این تفاوت تو از پشتوانه عقلانیت و شریعت برخوردار است، نباید از خنده یا تمسخر دیگران رنجور شوی؛ همیشه در تاریخ کسانی که نتوانسته‌اند صعود کنند، مانع صعودکنندگان شده و آن‌ها را به تمسخر و نیشخند گرفته و درصدد منصرف کردن آن‌ها و همرنگ کردنشان با خرافات و جاهلیت خود بوده‌اند و این ریشه در حسادت دارد.

آموزه دین این است وقتی حق با توست نباید عقب بنشینی نباید منصرف شوی نباید بترسی و از راه خود خسته و متوقف گردی: فَلَا تَسْتَوْحِشُوا مِنْ‏ طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ مَنْ يَغْشَاه‏ (1)؛ محور و مدار حرکت و توقف یک شخص عاقل و دیندارحق هست نه تأیید و رد مردم؛ اگر دیدید همه بت‌پرستی می‌کنند نباید با تهدید و تطمیع آن‌ها از توحید و یکتاپرستی دست کشید؛ وَ اللَّهِ لَوْ وُضِعَتِ الشَّمْسُ فِي يَمِينِي وَ الْقَمَرُ فِي شِمَالِي مَا تَرَكْتُ هَذَا الْقَوْلَ حَتَّى أُنْفِذَهُ أَوْ أُقْتَلَ دُونَه ‏(2)؛ این مسیر بزرگان و برجستگان آسمان نبوت و امامت است که به‌عنوان الگوهای برتر مورد تبعیت ما است.

اگر در این اتوبوس مردم برای کسی که کشف حجاب کرده؛ یا سیگار و احیاناً تریاک می‌کشد؛ تغیر نمی‌کنند ولی برای شما که درصدد رفع این منکرات و منکراتی چون بستن موسیقی و فیلم مبتذل و توقف برای نماز صبح هستید؛ تغیّر می‌کنند؛ این یعنی راه شما درست است و خنده‌های تمسخرآمیز آن‌ها و غر زدن و نیش و کنایه‌شان از روی جهل و نادانی است؛ بدكاران و مجرمان پيوسته به مؤمنان می‌خندیدند: إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ (3)؛ خنده‌ای تمسخرآميز و تحقیرکننده، خنده‌ای كه از روح طغيان و كبر و غرور و غفلت ناشى می‌شود و هميشه افراد سبک‌سر مغرور در برابر مؤمنان باتقوا چنين خنده‌های مستانه داشته‌اند.


پی‌نوشت:
1) الإرشاد، جلد 1، صفحه 276
2) بحار الأنوار، جلد ‏9، صفحه 143
3) مطففین، آیه 30

شنبه, 29 ارديبهشت 1397 06:12

مهارت درست نگاه کردن

مهارت درست نگاه کردن چیست؟

همه انسان‌ها و حیوانات بینا؛ نگاه می‌کنند. نگاه کردن و دیدن اطراف با چشم سر؛ یک موهبت بزرگ و فوق‌العاده‌ای است که خدا ارزانی داشته است؛ شما چند دقیقه اگر چشم خود را ببندید آن‌وقت است که به عظمت این نعمت مغفول؛ پی می‌برید؛ بسیاری از تجربیات و ادراکات و انتقال‌ها با چشم انجام می‌شود؛ بدون دیدن شخص از عمده فعالیت‌های روزانه عاجز شده بلکه به تعطیلی فعالیت خواهد انجامید؛ خدا که این چشم بینا را به ما داده است؛ از ما انتظار دارد در مسیر درست از آن استفاده کنیم؛ چشم حقوقی دارد که باید موردعنایت قرارداد؛ حق‏ چشم‏ اين است كه آن را به حرام ندوزى و جز آنجا كه عبرتى در كار باشد، بصيرتى افزايد يا علمى به دست آرد، بكارش نگيرى كه چشم دريچه عبرت (قلب) است. (1)

این تمام کلام است از طرف امام سجاد علیه السلام؛ که حق چشم را بیان می‌کند؛ اینکه شخص چشم عبرت بین داشته باشد و از این موهبت الهی درست استفاده کند؛ و دامنه عبرت گیری و موعظه پذیری خود را به وسعت؛ مبصرات خود قرار دهد؛ فوق‌العاده است و توصیه اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌باشد؛ کسی که به مهارت درست نگاه کردن رسیده و هر چه را می‌بیند با دیده بصیرت و عبرت در مسیر رشد خود قرار داده است؛ درواقع بهره و نصیب خود را از این موهبت الهی وافر نموده است؛ همه مو را می‌بینند ولی دقت در پیچش مو؛ کار ابن سیناهاست.

تو مو می‌بینی و «من» پیچش مو            تو ابرو من اشارت‌های ابرو

انسان اگر مبصرات خود را مایه موعظه قرار دهد؛ می‌بیند که همه ذرات عالم و حوادث آن؛ همه هوشیارند و حرفی برای گفتن دارند و حرف می‌زنند که:

گر ترا از غيب چشمی باز شد            با تو ذرات جهان همراز شد

نطق خاك و نطق آب و نطق گل          هست محسوس حواس اهل_دل

هر جمادی با تو می‌گوید سخن          كو ترا آن گوش و چشم؟ ای ابوالحسن!

جمله ذرات در عالم نهان                   با تو می‌گویند روزان و شبان

ما سميعيم و بصير و باهشيم            با شما نامحرمان، ما خاموشيم


پی‌نوشت:
1) تحف العقول، صفحه 407

صفحه1 از2
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.