مرسلون

مهدی افتخاری

مهدی افتخاری

سه شنبه, 21 اسفند 1397 21:12

خوش زبانی و صدقه

یکی از آثار صدقه، این است که کمر شیطان را می‌شکند. (1)

چقدر زیباست درون خانواده خوش‌اخلاقی جاری باشه تا شیطان از اون خونه دور باشه؛ زندگی هاتون سرشار از مهربانی.


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 69، صفحه 411

شنبه, 18 اسفند 1397 10:11

حسادت و کشتن صاحب خود

انسان حسود بیش از آن‌که به دیگران ضربه بزنه خودش دچار خسارت میشه اولین خسارتش همون حس حسادتیه که لحظه‌به‌لحظه همراهش هست و آرامش رو ازش میگیره.

شنبه, 18 اسفند 1397 10:19

لذت و پشیمانی بعد از آن

بعضی لذت‌ها زودگذر هستند و بعد از اندکی جز پشیمانی برای انسان چیزی نمی‌زارم. حضرت امیر علیه‌السلام می‌فرمایند هیچ خیری در اون لذتی که بعدش پشیمانی داره نیست.

شنبه, 18 اسفند 1397 11:00

شکر بر نعمت و امنیت از زوال

قدردانی از نعمت‌ها هم به زبان است هم به عمل. شکر زبانی با اذکار شکر محقق میشه و شکر عملی با عمل، اونی که ثروت داره دست دیگران رو بگیره اونی که عالمه به دیگران تعلیم بده و...

شنبه, 18 اسفند 1397 11:06

خوش رفتاری با پدران

به قول ما ایرانی‌ها از هر دست بدیم از همون دست پس می‌گیریم.

دوشنبه, 20 اسفند 1397 22:29

احترام پدر

پدر دارای حقوقی بر فرزند است حتی بعد از فوت، ان شاء الله پدر و مادر همگی سلامت باشند و اونهایی هم که پدرانشان در قید حیات نیستند روحشان شاد باشه تو ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به برکت ولادت حضرت علیه‌السلام و فراموششان نکنیم با خیرات کردن.
از امام کاظم علیه‌السلام نقل‌شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟

حضرت صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمود:

1) او را با نام صدا نکند

2) در راه رفتن از او جلو نیفتند.

3) قبل از او ننشیند.

4) کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند. (1)


پی‌نوشت:
1) بحارالانوار، جلد 74، صفحه 45

دوشنبه, 20 اسفند 1397 22:22

ایمان و مدارا

قفل ایمان مدارا کردن است و خیلی از قفل‌های دیگر با مدارا کردن باز میشه.

شیخ حسن خرقانی، عارف نامی ایرانی خیلی کرامت داشته و یه روز یه مردی بنا به یه نیازی و تعریف‌های که از شیخ خرقان شنیده بود راه طولانی را طی می کنه که بیاد و شیخ را ببینه و وقتی‌که به خونه ی شیخ می رسه از زن شیخ می پرسه شیخ کجاست و زن با بی‌نزاکتی تمام درباره‌ی شوهرش حرف می زنه و رو به این شخص می گه احتمالاً تو هم دیوانه‌ای که آمدی سراغ یه دیوانه را می‌گیری و نهایتاً راه بیابان را نشون مرد می ده و می گه رفته از این بیابان هیزم بیاره و مرد به همان طرف پیش می‌ره و بعد از طی مسافتی مردی را میبینه که هیزم بار شیر کرده و خودش هم سوار بر شیر است و مار زنگی به دست گرفته و با آن به شیر میزنه که شیر تندتر بره و مرد در کمال تعجب از او میپرسه شما شیخ حسن خرقانی هستی؟ پیرمرد می‌گوید بله و مرد می‌گوید با این کرامات که شما داری و می تونی شیر را رام کنی چطور نمی تونی زنت را رام کنی و یا لااقل طلاقش بده که این‌همه به مرد بزرگی مثل شما بی‌احترامی نکنه شیخ احوال مرد را می پرسه و بهش خسته نباشید می گه و بعد هم یواشکی بهش می گه این‌همه کرامت را که می بنی، به‌واسطه تحمل کردن بداخلاقی‌های این زن است که خدا به من عطا کرده است و همچنین نقل است که زمانی که شیخ دار فانی را وداع گفت برای روزهای پی‌درپی شیر سر قبر شیخ می‌آمده و در آن حوالی بی‌قراری می‌کرد.

صفحه1 از5
استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.