مرسلون

فاطمه اسماعیلی

فاطمه اسماعیلی

شنبه, 03 فروردين 1398 13:30

عجله و هلاکت

51321807_624519727968736_4629790794940225134_n_Copy فاطمه اسماعیلی

اکبر آقا و زهرا خانم با حقوق اندکی که اکبر آقا می‌گرفت، قناعت می‌کردند تا بتوانند پولی پس‌انداز کنند و ماشینی بخرند.

بعد گذشت مدت‌ها پولشان تقریباً به حد خرید یک ماشین رسیده بود.

اکبر آقا از سرکار که آمد. گفت: زهرا خانم امروز می‌خواهم بروم ماشینی را بخرم.

زهرا هم می‌گفت: ان‌شاءالله، صبر بده با پدرم همراه هم بروید تا کلاه سرتان نرود.

اما اکبر آقا این‌قدر عجله داشت که توجهی به حرف‌های خانمش نداشت.

دم در زهرا خانم مرتب تکرار می‌کرد اکبر آقا عجله نکنی یک ماشین خراب بخری باید صبر بدهی تا سر فرصت بتوانیم ماشین خوب پیدا کنیم. حتماً ماشین را نشان کارشناس بدهی ما که سررشته نداریم.

اما اکبر آقا از شدت عجله‌ای که داشت گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود.

هنوز شب نشده بود که اکبر آقا با بوق بوق ماشین وارد حیاط شد.

زهرا خانم خیلی خوشحال شده بود اما در دلش ترسی هم وجود داشت نکند ماشین خراب به گردنش انداخته باشند.

اکبر آقا هنوز دو روزی سوار ماشین نبود که کم‌کم خرابی‌های ماشین نمود پیدا کرد.

ازیک‌طرف کل سرمایه‌اش بربادرفته بود ازیک‌طرف هم هرروز باید خرج ماشین می‌کرد.

اکبر آقا تازه به حرف‌های خانمش رسیده بود که نباید عجله کند، بعد از زمانی که عجله باعث هلاکت شده بود.


پی‌نوشت:
1) حضرت محمد صلی‌الله علیه وآله وسلم نقل‌شده است: ایاک و العجلة فانک ان عجلت اخطات حظک: از عجله بپرهیز؛ زیرا هرگاه عجله کنی نصیب و بهره خود را از دست خواهی داد؛ مجموعه ورام، صفحه 255
2) امیر مؤمنان علی علیه‌السلام می‌فرمایند: مع العجل یکثر الزلل: لغزش‌های انسان باعجله افزایش می‌یابد؛ غررالحکم، حدیث 9740.27
امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: العجل قبل الامکان یوجب الغصة: عجله پیش از فراهم شدن امکانات و مقدمات کار، موجب اندوه است؛ غررالحکم، حدیث 1333.29

دوشنبه, 10 دی 1397 14:49

مستأجر خدا

241291301577012312525397321044910816013728_Copy فاطمه اسماعیلی

تا آن روز که هنوز وارد خانه اجاره‌ای نشده بودند اصلاً محدودیت‌هایش را نمی‌فهمیدند؛ تا قبل از این در خانه خودشان زندگی می‌کردند اما به علت تغییر شغل پدر خانواده به شهری دیگر، مجبور شده بودند در خانه‌ای اجاره‌ای سکونت کنند؛ صاحب‌خانه حساسیت زیادی بر روی خانه‌اش داشت و مرتب تأکید می‌کرد که خانه‌ام دیوارش خط‌خطی نشود، درش خش برندارد، دستگیره‌های کابینت نشکند؛ تمام این موارد را روز آخر موردبررسی و سؤال قرار خواهم داد.

مستأجر نیز با تمام دقت سعی می‌کرد که خانه مثل روز اول باقی بماند و از هر چیزی به شیوه صحیح استفاده می‌کرد تا در آخر کار شرمنده صاحب‌خانه نشود.

حالا این داستان ما آدم‌هاست که همگی مستأجر خداییم و باید تمام تلاشمان را کنیم که اموال مورد اجاره: دست، پا، گوش، چشم، زبان، نعمت‌ها، اعمال و... به شیوه صحیح از آن‌ها استفاده شود؛ که در روز قیامت که از آن‌ها سؤال خواهد شد که آیا استفاده درستی داشته‌ای یا نه؟ شرمنده صاحب‌خانه نشویم.

صاحب‌خانه‌ای به این مهربانی که همه‌چیز در اختیارمان قرار داده است آیا درست است که ما نمک بخوریم اما نمکدان را بشکنیم! (1)


1) وَ لاَتَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُوَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْوُولاً: الإسراء، آیه 36؛ فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ عَمَّا كَانُوا یَعْمَلُونَ: الحجر، آیه 93-92؛ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ: التكاثر، آیه 9

استفاده از مطالب این سایت در راستای ترویج دین مبین اسلام بلامانع می باشد.